close
تبلیغات در اینترنت
مفهوم شوری در اسلام ، شورا

مفهوم شورى در اسلام

كلمه شورا از نظر لغت به استخراج عسل از كندو و يا دل كوه اطلاق گرديده است -و گرد آمدن تعدادي براي ارائه نظر پيرامون يك مسأله- معني متعارف شورا مي‌باشد. و طبعاً هم بايد مسأله مورد نظر راه حل هاي متفاوت را قبول نمايد تا راه بيرون شده از شورا يكي از بهترين آنها باشد.

 پس در حقيقت تشكيل شورا گراف لغزش و نقصان يك فيصله را پايين مي آورد. نه اينكه براي آن عصمت مي دهد. و با توجه به معني لغوي شورا طرح بيرون شده قابل اعتماد است نسبت به تصميم يك فرد، و گفته مي‌توانيم كه در صورت تشكيل شورا پيرامون مسأله كه اعضاي آن قابليت تحليل و ارزيابي آن را داشته باشند نتايج آتي برآن مرتب خواهد شد:

1- بلند رفتن سطح ديد اعضا در باره يك قضيه با شنيدن نظرات متفاوت.
2- بوجود آمدن احساس وجود خير در تصميم اتخاذ شده، احساس اينكه تصميم بيرون شده از استبداد نيست.
3- بدست آمدن نتيجه مطلوب به لحاظ نقش عقل جمعي براي ارائه نظر.
4- استحكام عقلانيت و خرد ورزي وجلوگيري از سقوط در جزم گرايي. روي هم رفته همان است كه حكما فرموده اند: المشوره مع السداد- و السخافه مع الاستبداد- مشوره همزاد نيك انديشي است و ابلهي همزاد استبداد.
اما شورا در اسلام جدا است از نقش شورا در قوانين وضعي ديگر. اسلام بعنوان يك دين كامل و شامل تمام زواياي زندگي داراي اصول و شريعت مي باشد. در اسلام مواردي است كه شورا حق تغيير و تبديل آن ها را ندارد:
الف- اصول دين اسلام يا خدا محوري در مواردي است كه شورا حق تغيير و تبديل آنها را ندارد. انديشه اسلامي به هيچ صورت تغييرپذير نبوده و در حيطه اختيارات شورا نمي باشد.
ب- احكامي كه در آن نص قاطع و صريح وجود دارد پيرامون لازمي بودن آن نيز تشكيل شورا بي مورد خواهد بود. شورا مي تواند در مورد زير نقش داشته باشد:
الف- در صورتي كه نص صريح پيرامون يك حكم موجود نيست شوراي مجتهدان تحت عنوان اجماع مي تواند حكمي در مورد با توجه به توافق با كتاب و سنت صادر نمايد. حديث "لا تجتمع اُمتي علي الضلاله" در همين مورد است.
ب- در مواردي كه نص اسلامي شيوه حكم را منوط به خود امت واگذار نموده و شورا در مقام ممثل امت آن را تحت نام مصالح به تصويب مي رساند.
ج- گاهي شوراي مي تواند پيرامون شيوه تعبير و تغيير احكام و اصول نيز نقش داشته باشد- نظير تعبيرات مختلفي كه از بعضي احكام و عقايد مذاهب مختلف اسلامي بدست داده اند. بناءً امت كه شورا ممثل آن است مي تواند در موارد بخصوص اقدام نمايد نه در اصول كلي اسلام كه آن تغيير ناپذير مي باشد. درين جاست كه اسلام بعنوان قانون اساسي براي مسلمانان موارد غير قابل تغيير و موارد تغيير ناپذير را دارا مي باشد. برخلاف قوانين وضعي قسمي كه وضع آن طي يك شورا صورت پذيرفته تغيير آن نيز ممكن خواهد بود. اما اصول اسلامي به لحاظ الهي بودن آن ضرورت به اصلاح و تعديل ندارد.
بيهقي از ابن عباس نقل مي كند
هنگامي كه امر به مشاوره در سوره آل عمران نازل شد، رسول كريم فرمود: "اما أن الله و رسوله لغنيان عنها و لكن جعلها الله تعالي رحمه لامتي فمن استشار منهم لم يعدم رشدا و من تركها لم يعدم غيا" يعني هرچند خدا و رسول او نيازمند مشاوره نمي باشند، در امري كه تصريح گرديده در كتاب و سنت ديگر نيازي به تعديل و تغيير آن نيست؛ اما مامور شدن رسول اكرم به مشاوره يك نوع رحمت براي مردم است، كار مبني بر مشوره داراي كاميابي خواهد بود و بدون مشوره شكست را در پي خواهد داشت. قرآن با يادآوري مشوره حكومت هاي گذشته طبيعي بودن و تاريخي بودن مشوره را نشان مي دهد. نظير مشوره ملكه سبا با اعضاي حكومتش، (يا ايهاالملأ افتوني في امري ماكنت قاطعه امراً حتي تشهدون- سوره نمل 32) اي بزرگان حكومت نظر بدهيد، درمسأله پيش آمده، من فيصله نمي كنم كاري را مگر اينكه شما حضور يابيد. و قرآن با فخري و تمديح از اين نوع حكومت ياد مي كند و در مقابل تك روي فرعون در برابر مردم و عدم نظرخواهي او ازمردم را استبداد مي داند. (ما علمت لكم من الله غيري- سوره قصص 38) من يقين ندارم خداي جزء خود را براي شما.
همچنان نمونه هاي بارزي از تشكيل نمودن شورا در زمان رسول اكرم وجود دارد، كه رسول اكرم با وجود اتصال آن با وحي و عدم نيازمندي به راهنمايي براي نشان دادن اهميت شورا و تاثير گذاري آن بر عواقب امور از شورا استفاده كرده و به فيصله آن عمل نموده است. مثلاً، مشوره پيرامون جهاد در غزوه بدر، و قبول نمودن رأي حباب بن منذر- در مورد شيوه سازماندهي مجاهدين، و در مورد سرنوشت اسراء با حضرت ابوبكر صديق و حضرت عمر و مشوره در باره محل جنگ در غزوه احد و شيوه جنگ در خندق و قبول نظريه سلمان فارسي و مشوره ام سلمه در صلح حديبيه پيرامون مشكل حلال كردن از احرام، نشانگر وجود شورا در موارد مختلف و با افزار مختلف و با شيوه هاي متفاوت مي باشد. و بعد از مشورت در احد بود كه بازهم مامور شد به مشوره با اصحاب كرام با وجود اينكه جنگ در بيرون مدينه در ظاهر نتيجه خوب براي مسلمان ها نداشت.
شورا پيرامون شيوه برخورد با كفار نه در باره اصل دفاع از اسلام نشانگر بازتابي شورا در شيوه ها است در اصول- اما حساس ترين بعد شورا نوعيت انتخاب افراد و طيف هاي كه اعضا به آن منسوب اند، مي باشد و مي توان به روشني احكام اسلام چنين ارزيابي كرد:
الف- داشتن حكم اجرايي مختلف مجوزي براي تشكيل شورا پيرامون يك مسأله بوده و احكام قطعي نيازي به شورا پيرامون چگونگي خويش ندارد.
ب- داشتن استقلال فكري ناشي از تجربه و تعهد براي مشاورين لازمي است. ابن مسعود از رسول اكرم آورده است: "المستشار موتمن" مشاور امانتدار است.
ج- انتخاب مشاورين از متن امت، كه در انتخاب آن خصوصاً در تعيين اعضا شورا در امور سياسي، امت نقش اصلي داشته باشد. تعدادي از دانشمندان مسلمان چون ضياالدين الرئيسي، ابن تيميه و منتظري منبع اخذ قدرت از جانب حاكم، شورا را كه ممثل كل امت است مي داند و حتي قرطبي حكومت غير شورايي را معزول مي پندارد. پس شوراهاي انقلابي و كميسيون هاي انتصابي به هيچ صورت نشان دهنده وجود يك شورا به معني شرعي آن نه، بلكه مسخ شورا و استبداد در لباس شورا است.
د- تعهد و باور اعضا به تلاش جهت بدست آوردن بهترين نتيجه بخاطر بهبود وضعيت امت يكي ديگر از ضرورت هاي شورا است. قلدرها و فريب كاراني كه خود را در شوراها مرتبط به امور كل يك جامعه جا مي زنند، غالباً به گفته يكي از نويسندگان انگليسي بعنوان اتاقك تاريك كمره تصوير برداري عمل مي نمايند و واقعيت ها را براي حاكم و فيصله ها را براي امت وارونه جلوه مي دهند- نظير بلي گوهاي اطراف سياست مداران.
هـ- در اسلام مهم ترين خصيصه مشاورين همان پاي بندي به دينداري است، چون اسلام تمام جهان بيني را برمبناي توحيد پايه ريزي نموده، در كنار هر تخصص ديگري براي اعضاي شورا ايمان و تدين ضروري پنداشته شده است. آيت 212 سوره بقره به همين مسأله توجه دارد
فهدي الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق بإذنه- پس هدايت كرد خدا كساني را كه ايمان داشتند، پيرامون مسأله مورد اختلاف به حق.
و- داشتن قدرت تحليل در مسأله مورد نظر براي اعضاي شورا يكي ديگر از ضرورت هاي شورا است، ديده شده اصدار فرامين سياسي از افراد نظامي- و از شخصيت هاي مثلاً‌ علمي و حتي تعبير هايي پيرامون مسائل عبادت از زبان غير متخصصين به متون ديني- جامعه ها وملت ها را به سوي بحران سوق داده است- در باره برخورد و عدم آن با كفار در حديبيه و مشوره آن حضرت با ابوبكر صديق، كه او جواب داد: "انا لم نجئي لقتال احد و انما جئنا معتمرين" ما براي جنگ نه بلكه براي زيارت آمده ايم، نشانگر همين مسأله است.
اما حرف اخير گستردگي شورا در اسلام است، كه مي توان آن را چنين خلاصه نمود: شورا از خانه تا حكومت، در آيت 36 سوره شورا آمده: "وما عندالله خير للذين آمنوا وعلي ربهم يتوكلون" و در آيت 38 مي خوانيم: "والذين استجابوا لربهم واقاموالصلاه وامرهم شورا بينهم ومما رزقنهم ينفقون" يعني پاداش خير از جانب خدا براي كساني است كه داراي توكل و قبول حكم پروردگار و اقامه نماز و كارهاي برمبني مشوره و خرج از مال حلال باشند. قرار گرفتن شورا ميان نماز و نفقه و عدم مقيد شدن امر مورد مشوره اهميت وگستردگي شورا را نمايان مي سازد، اما بالندگي شورا در اسلام در امور سياسي- نظامي در آيت 159 سوره آل عمران چنين است: "فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك- فاعف عنهم و استغفرلهم وشاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين" در بخش اول آيت استبداد و ديكتاتوري به شكل اخلاقي آن به شدت رد مي شود. يعني نرمش و تحمل شنيدن سخنان ديگران رحمت است از جانب پروردگار- و ديكتاتوري دوري از رحمت. و بخش دوم آيت نتيجه ديكتاتوري كه دور شدن مردم است از زمامدار را نشان مي دهد؛ يعني اگر تو داراي قلب سخت و خشن باشي اينها از اطرافت پراگنده مي شوند و بخش سوم آيت- امكان خطا را در مشوره دهي نشان داده و ظرفيت پذيرش آن را براي زمامدار پيشنهاد مي كند، يعني در صورت اشتباه در ارائه نظر از طرف مشوره دهندگان از آنها درگذر و براي شان طلب آمرزش نما و بخش چهارم آيت، كه نشان از اهميت قاطع مشوره مي دهد، امر مي كند كه با آنها بازهم مشاوره نما و مردم را در امر سرنوشت شان شريك بساز و در بخش اخير آيت، مهم ترين بخش از يك شور را ارزيابي مي كند كه آن عزم بعد از تشكيل شورا است، عزم كرده شود با توكل به پروردگار. توكل جنبه الهي شورا را پيش مي كشد اما مهم عزم است، پس بعد از شورا چگونه عزم بايد صورت گيرد، حضرت علي روايت مي كند، سئل رسول الله عن العزم فقال مشاوره اهل الرأي ثم اتباعهم- ابن مردويه- عزم مشوره كردن است و عمل به مصوبه و فيصله شورا است شورايي كه به مصوبه هاي آن عمل صورت نگيرد سودي ندارد، و شورا در امور اجتماعي بنام اصلاح يا صلح يعني از بين بردن فساد مورد توجه قرار گرفته است. در آيت 114 سوره نساء چنين آمده است: "لاخير في كثير من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بن الناس" هيچ خيري در بسياري از گفتگوي شان نيست مگر خير به گفته همان كسي است كه امر به صدقه نمايد و يا سخني براي بوجود آوردن اصلاح ميان مردم بگويد، كوچك ترين مورد شورا همان مشاوره پيرامون مسايل در ارتباط به خانواده است، رسول اكرم(ص) فرموده است در مورد دختران با مادران شان مشورت نماييد.(رواه احمد) و در آيت 223 سوره بقره آمده است: "فان ارادا فصالاً عن تراضي و تشاور فلا جناح عليهما" اگر زن و شوهر هردو اراده جدا كردن طفل را از شير روي مشوره داشته باشند،‌ هيچ گناهي نيست، يعني كوچك ترين مسأله اگر روي مشاوره فيصله گردد نتيجه خوب بارخواهد آورد. آخرين مسأله كه ناگفته نبايد گذاشت پيروي اعضاي شورا از فيصله كه خود آنها در آن نقش داشته اند است. اين را مي گذاريم به گفتگوي كه ميان رسول اكرم و ياران صورت گرفته است، وقتي كه حاصل مشوره اين شد كه از مدينه بيرون شوند طرف كاروان قريش رسول اكرم درقسمت تعهد آنها به ايستادگي در برابر عواقب اين كار سوال نمود، ياران چنين فرمودند: ولا نقول لك كما قال قوم موسي له- اذهب انت وربك فقاتلا انا ههنا قاعدون ولكن نقول اذهب فنحن معك و بين يديك و عن يمينك وعن شمالك مقاتلون- ما نمي گوييم براي تو قسمي كه بني اسرائيل براي موسي(ع) گفتند- تو همراه پروردگارت برو و جهاد كن ما اينجا هستيم، بلكه ما مي گوييم وقتي كه تعهد سپرديم با تو خواهيم بود و در صورت وقوع جنگ در كنار تو خواهيم جنگيد.

نوشته: كمال الدين حامد

 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی