close
تبلیغات در اینترنت
تفسیر احمد سوره اعلی

kzzs_اعلی.jpg

تفسيراحمد سوره اعلی

تتبع و نگارش : الحاج امين الدين «سعيدي  سعيد افغاني»

مهتمم و ديزاين: الحاج سليم عابد «پيمان»

سوره الاعلى

اين سوره در  «   مكه  » نازل شده و داراى 19 آيه است

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى ﴿١﴾ الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى ﴿٢﴾ وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى ﴿٣﴾ وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى ﴿٤﴾ فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى ﴿٥﴾ سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسَى ﴿٦﴾ إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا یَخْفَى ﴿٧﴾ وَنُیَسِّرُکَ لِلْیُسْرَى﴿٨﴾ فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْرَى ﴿٩﴾ سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشَى ﴿١٠﴾ وَیَتَجَنَّبُهَا الأشْقَى ﴿١١﴾ الَّذِی یَصْلَى النَّارَ الْکُبْرَى ﴿١٢﴾ ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیهَا وَلا یَحْیَا﴿١٣﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى ﴿١٤﴾ وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى ﴿١٥﴾ بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا ﴿١٦﴾ وَالآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى ﴿١٧﴾ إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الأولَى ﴿١٨  صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ﴿١٩﴾  

برای دانلود نسخه  pdf  اینجا کلیک کنید. 

معلومات مؤجز :
« سورهٔ ألاعلی » از جملهٔ سوره های مکی،  دارای (1) رکوع ، (19 ) نوزده آیت ، (72) هفتادودو کلمه،  (299) دوصدو نودونه حرف  و (133 ) یکصدو سی وسه نقطه است.
از متن این سوره مبارکه  و بخصوص از آیه
ٔ شش آن «سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسَى »، طوری معلوم می گردد که، این سوره در دوران خیلی ابتدایی مکه، زمانیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به در یافت وحی عادی نگردیده بودند و تشویش  داشتند که مباد برخی ازوحی را فراموش کنند، نازل گردیده است.
طوریکه ملاحظه می فرماید: در اولین پنج آیات بحث روی خدای شناسی ومبادی توحید  صورت گرفته ودر آیات  بعدی به  پیامبر صلی الله علیه وسلم اطمینان  های ذیل از جناب پروردگار با عظمت داده شده است، نکات عمده این اطمینان ها عبارتند از:
- به پیامیر صلی اللله علیه وسلم اطمینان داده شده است که:  به لطف وعنایت الهی قرآن را فراموش نخواهدکرد.
- اطمینان داده شده که: ماموریت اورا در کار دعوت بسوی الله دشوار نساخته، در این منحصر می سازد که به کسی پند دهد وبه هدایت  ورهنمائی اش  اهتمام ورزد که از دعوت مایه می گیرد ودر او استعداد پند پذیری سراغ می شود.
- کسیکه بی باک نیست، نسبت به عواقب خوب وبد عملکردهای خود بی اعتنایی ندارد، برخود می ترسد، از عواقب افکار ونظرات خود بد خود وجامعه بیم دارد واز انجام ظلم وفساد حاکم بر جامعه هراسان است، مخاطب اصلی این دعوت الهی است ، چنین کسی حتمآ این پیام رهائی بخش را باگوش دل خواهد شنید. ولی عناصر شقی وبدبخت از آن خودداری می ورزند.
- کسی که به تزکیه فکری واخلاقی خود اهتمام ورزد، پروردگارش را بیاد آرد ونماز برپا دارد، به فلاح ورستگاری رسد.
- مردم زندگی دنیا را برمی گزینند، به اهداف زود رس وپیش پا افتاده می چسپند، در حالیکه دنیا، ناچیز است وناپایدار وآخرت بهتر است وپایدار.
- به پیامبر صلی الله علیه وسلم اطمینان داده شده است که: رسالت تو تداوم رسالت پیامبران واولعزمی چون حضرت ابراهیم علیه السلام وحضرت موسی  علیه السلام است که بزرگترین تمدنها را پایه گزاری کردند ومستکبرین بزرگ تاریخ بدست آنان سر نگون گردیدند، پیام تو وآنان یکیست وپایان کار تان یکی .
مفسرین از جمله شیخ قرطبی (ابوعبداللّه محمدبن احمد انصاری قرطبی ) در تفسیر خویش می نویسد: معمولآ صحابه کرام ، حضرت عبد الله بن عباس ، ابن عمر ، ابن زبیر ، ابو موسی وعبد الله بن مسعود رضی الله عنهم اجمعین ، چنین بودند که هر گاه این سوره را تلاوت می گردند ، قبل از آن می گفتند:  « سبحانَ ربّی الأعلَى ».یعنی در خارج از نماز وقتی تلاوت کنند چنین گفتن مستحب است. 
اسباب نزول  :
در مورد اسباب نزول « سوره الاعلى  » در حدیثی از حضرت عقبه بن عامر جهنی می خوانیم ، زمانیکه  سوره ی « سبح اسم ربک الاعلی » نازل شد، آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمود : « اجعلو ها فی سجودکم » یعنی در سجده ی خود بخوانید : « سبحان ربی الاعلی» ،« سبح اسم ربک الاعلی » به معنای پاک نگهداشت وپاک کردن است ، معنای « سبح اسم ربک » این است که نام رب خود را پاک نگهدارید ، هدف این است که تعظیم وتکریم نام رب خود را بجا آورید ، وهر زمانیکه نام الله را برزبان برانید خضوع  وخشوع وادب را مراعات فرماید.
ترجمهٔ مختصر:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله بخشنده مهربان
 « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى »(1)    ‏«نام پروردگار برترت را به پاکی یاد کن».

« الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى» (2)  ‏«(همان) که آفرید پس درست و استوار ساخت ».

« وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى» (3) « و (همان) کسی‌که اندازه گیری کرد پس هدایت نمود ».

«  وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى » (4 )‏«و کسی‌که چراگاه را رویانید ».

«  فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى ‏»( 5 )  « سپس آن را خشک و سیاه گردانید ».

« سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى » ( 6 )‏« ما بزودی (قرآن را) بر تو می‌خوانیم، پس هرگز فراموش نخواهی کرد ».

« إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ یعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا یخْفَى » (7 )‏«مگر آنچه را که خدا بخواهد، به یقین او پنهان و پیدار می‌داند».

« وَنُیسِّرُكَ لِلْیسْرَى ‏»  (8 )«و تو را برای شریعت ساده و آسان آماده می‌سازیم».

« فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى ‏» (9)«پس اگر پند و اندرز سودمند باشد پند و اندرز بده».

« سَیذَّكَّرُ مَن یخْشَى » (10 )‏«هرکس (از پروردگار با عظمت ما) می‌ترسد پند خواهد پذیرفت».

« وَیتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى » ‏(11 )  «و بدبخت‌ترین فرد از آن دوری خواهد گزید».

«  الَّذِی یصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى» (12 )‏«(همان) کسی‌که در آتش بزرگ (جهنم) در خواهد آمد ».

« ثُمَّ لَا یمُوتُ فِیهَا وَلَا یحْیى ‏»( 13 )  « سپس در آن (آتش) نه می‌میرد و نه زنده می‌ماند. ».

« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى‏» (14)« یقیناً کسی‌که خودرا پاک (و تزکیه) کند، رستگار شد ».

« وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى » (15 )‏« و (نیز کسی که) نام پروردگارش را یادکرد پس نماز گزارد».

« بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا ‏»(16 )  «بلکه شما (مردم ) ازندگی دنیا را ترجیح می‌دهید».

«  وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى ‏» (17 )«در حالی که  آخرت بهتر و ماندگارتر است».

« إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى»(18 )  ‏«بی‌گمان این (فحوا) در کتاب‌های پیشین بوده است».

« صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ‏»(19 )  « صحیفه‌های ابراهیم و موسی».

محتوا کلی این سوره :
اگر به محتوای کلی این سوره با دقت نظر بیندازیم بوضاحت تام در خواهیم یافت که  اساسآ این سوره از دو بخش اساسی  تشکیل یافته است:
اول : بخشی که در آن روی سخن با شخص به پیامبرصلی الله علیه وسلم است. و دستورهایی در زمینه تسبیح پروردگار و ایفای رسالت به او می دهد .
دوم : در این بخش از مومنان خاشع
وفرمانبردار و کافران شقی سخن به میان آمده و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه به طور فشرده بیان شده است.
و در اخیر این سوره تاکید می یابد که همه مطالب وحقایقی متذکره تنها در قرآن عظیم الشان نه بلکه در سایر کتب  و صحف پیشین، صحف ابراهیم و موسى ، نیز بر آن تاكید شده است .
تفسیر مختصر:
« سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى » (1)‏«نام پروردگار برترت را به پاکی یاد کن».  در این آیه ملاحظه می فرمایم که : پروردگار با عظمت ما به تسبیح خود فرمان می دهد که متضمن ذکر و عبادت برای او و کرنش در برابر شکوه ، جلال ، عظمت و بزرگی اش می باشد.این تسبیح، تسبیحی باشد که شایسته عظمت پروردگار ما باشد، به این صورت که نام های نیکوی او یاد شوند، نام هایی نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند.نیز کارهای پروردگار با عظمت ما باید یاد شوند.

« الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى» (2)  ‏«کسی‌که آفرید و استوار داشت». از جمله کاربا عظمت ما اینست که :  همه مخلوقات را آفریده و آفرینش آن ها را محکم و زیبا نموده است .
« وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى» (3)  پروردگار با عظمت ما همه چیز را اندازه گیری کرده و همه مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است. نعمت های دنیوی از زمره هدایت مذکور می باشند.
« وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى » (4 ) و کسی که از آسمان آبی فرستاد و به وسیله آن انواع گیاهان و علف های زیادی می روید که مردم و چهارپایان و همه حیوانات از آن می خورند.
« فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى ‏»( 5 سپس بعد از آنکه مدت زمانی را به پایان برد که پروردگار با عظمت ما مقرر نموده بود در آن مدت زمان تر و تازه باشد، آن را درهم پیچید و « فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى» آنگاه آن را سیاه و خشک گردانید.
« سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى » ( 6 )‏(ما قرآن را بر تو خواهیم خواند و تو دیگر آن‌ را فراموش نخواهی کرد».کتابی را که بر تو وحی نموده ایم محافظت می کنیم و آن را در دل تو جای می دهیم و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد.
در این آیه متبرکه نوید و مژده بزرگی از جانب پروردگار با عظمت ما
به پیامبر صلی الله علیه وسلم ،است مبنی بر این که پروردگار با عظمت ما دانشی به او می دهد که آن را فراموش نمی کند.
در حدیثی آمده ست که روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم سوره ای را تلاوت فرمود که یک آیه از آن را فراموش نمود  ، حضرت ابی بن کعب که کاتب وحی بود ، چنین فهمیده شاید این آیه منسوخ شده است، ولی وقتی که  ازمحمد صلی الله علیه وسلم پرسید ،  فرمود : منسوخ نشده است ، من فراموش کردم ( قرطبی )
« إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ یعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا یخْفَى » (7 ) ‏« مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی ».و پروردگار با عظمت ما اشکارا  و پنهان را می داند و آنچه را که مصلحت بندگانش می باشد می داند. بنابراین هرآنچه بخواهد به عنوان شریعت مقرر می دارد و به آن فرمان می دهد.
« وَنُیسِّرُكَ لِلْیسْرَى ‏»  (8 ) «و تو را برای شریعت ساده و آسان آماده می‌سازیم».
این نیز مژده ای دیگر است که پروردگار با عظمت ما همه کارهای پیامبرش را آسان می گرداند و آئین و شریعت او را سهل و ساده می نماید.
« فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى ‏» (9) «پس اگر پند و اندرز سودمند باشد پند و اندرز بده». در این آیه به پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید : به شریعت الهی و آیات او پند بده اگر پند مورد قبول واقع گردد، و موعظه و اندرز بگو اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را می رساند که اگر پند دادن سودمند نباشد به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید یا از خیر و خوبی بکاهد در این صورت نباید پند  داد. و پند دادن مردم را به دو گروه تقسیم می کند؛ کسانی که استفاده می برند و کسانی که استفاده نمی برند.
کسانی که از پند استفاده می برند آن هایی هستند که از پروردگار با عظمت ما می ترسند و هرگاه انسان بداند که
  پروردگار با عظمت ما او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات می کند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه پروردگار با عظمت ما را ناخشنود می نماید دوری می کند و برای انجام دادن کارهای خوب  تلاش می نماید.

« سَیذَّكَّرُ مَن یخْشَى » (10 ) ‏«هرکس (از پروردگار با عظمت ما) می‌ترسد پند خواهد پذیرفت».

« وَیتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى » ‏(11) «و بدبخت‌ترین فرد از آن دوری خواهد گزید».
و اما کسانی که از پند بهره نمی برند بدبخت ترین افرادی هستند که وارد بزرگ ترین آتش می شوند و با آن می سوزند.

« الَّذِی یصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى» (12 ) ‏«آن کسی‌که داخل بزرگترین آتش خواهد شد».

« ثُمَّ لَا یمُوتُ فِیهَا وَلَا یحْیى ‏»( 13 )  «آن‌گاه در آن‌جا نه می‌میرد و نه زنده می‌شود».آنان عذاب دردناکی می بینند که هیچ گونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آن ها آرزوی مرگ می کنند اما مرگ به سراغ شان نمی آید.
همان طور که پروردگار با عظمت ما می فرماید:« لَا یقضَی عَلَیهِم فَیمُونُوا وَلَا یخَفَّفُ عَنهُم مِّن عَذَابِهَا» نه می میرند و نه از عذابشان کاسته می گردد.
« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى ‏» (14 ) «به‌راستی کسی‌که خود را پاکیزه داشت رستگار شد».
هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد قطعا رستگار است.
«تزکی »از کوه مشتق است به معنای پاک کردن می باشد ، زکات مال را هم به خاطر زکات می گویند که بیقه مال را برای انسان پاک می گرداند ، در اینجا لفط « تزکی » عام است ، که هم شامل تزکیه ایمانی واخلاقی می شود ، وهم  ادای زکات ما ل را.

« وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى » (15 ) ‏«و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز‌گزارد».
و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد چنین کسی کارهایی می
  کند که پروردگار با عظمت ما را خشنود گرداند به خصوص نماز می خوانند که نماز ترازوی ایمان است. هستند عده ای از مفسرین که در تفسیر « تَزَكَّى؛ فَصَلَّى» می فرمایند : « زکات فطریه بدهد و نماز عید بخواند» . گرچه این مفهوم را نیز شامل می شود اما معنی آیه تنها این نیست.

« بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا ‏»(16 )  «بلکه زندگی دنیا را ترجیح می‌دهید».
 و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را بر می گزینند و آخرت را رها می کنید.

« وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى ‏» (17 ) «و آخرت بهتر و ماندگارتر است».
در این آیه پروردگار ما می فرماید : در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت سرای جاودانگی و بقاست و دنیا سرای فنا و نابودی است. پس مومنِ عاقل بهتر را رها نمی کند و زشت تر را بر نمی گزیند و آرامش و راحتی همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمی دهد.پس محّبت دنیا و
  ترجیح دادن آن بر آخرت اساس هر اشتباهی است.
« إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى»(18 )  ‏«بی‌گمان این در کتاب‌های پیشین بوده است».تمام مضامین ،امر نیکو و اخبار خوبی که در این سوره مبارکه برایتان بیان شد منحصر به این کتاب آسمانی نیست بلکه در کتاب های قبلی اسمانی نیز بیان گردیده است از جمله کتاب های ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگ ترین و شریف ترین پیامبران هستند. پس این ها فرامینی است که در هر شریعتی آمده اند چون به منافع هر دوجهان بر می گردند و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت انسانها  را تامین می کنند.
« صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ‏»(19 )  « صحف و کتاب‌های ابراهیم و موسی».
موضعات ومضامین صحف ابراهیمی:
آجری از حضرت ابو ذر غفاری روایت کرده است که او از رسول الله صلی الله علیه وسلم سؤال کرد : صحیفه های حضرت ابراهیم چگونه وچه بودند ؟ آن حضرت در جواب فرمودند : در آنها امثال عبرت بیان شده بود ، در مثالی به پادشاه  ظالمی خطاب شده است که ای مسلط شونده بر مردم ومغرور ومبتلا ، بدین جهت به تو سلطنت ندادم که تو در دنیا مال را روی مال انباشته کنی ، دادن اقتدار بدین جهت بود که نگذاری فریاد مظلومی به من برسد ، زیرا قانون من این است که فریاد مظلوم را بی جواب نمی گزارم ، اگرچه از زبان کافری برآید.
ودر مثال دیگری عموم مردم را مورد خطاب قرار داده است ، که کار عاقل چنین است که اوقات خود را
 سه قسمت تقسم گند : یکی وقت عبادت الله ومناجات به در بار او باشد ، دوم برای محاسبه ی اعمال خویش وتدبر وفکر ، در عظمت قدرت وصنعت الله ، سوم برای تحصیل ضروریات زندگی وانجام نیاز های طبعی.
وفرمود : برای عاقل ضروری است که از احوال زمان خود آگاه باشد ، وبه کار های مقصودی مشغول گردد ، زبان خویش را در کنترول خود در آورد ، وکسی که کلام خود را وعمل خود بشمارد ، کلامش خیلی کم وفقط در کارهای ضروری به کار رود.
موضعات ومضامین صحف حضرت موسی:
حضرت ابوذر می فرماید :
 سپس من عرض کردم در صحف موسی علیه السلام چه بود ؟ فرمود :  در آنها فقط عبرت بود که از آن جمله موارد ذیل است :
در تعجبم نسبت به کسی به مردن ، یقین دارد ، با ز هم دل به خوشیها سپرده است ،وتعجبم از کسی که به تقدیر ، ایمان دارد ، وباز عاجز ودر مانده وغمگین باشد ، ودر تعجبم از کسی که به حساب آخرت یقین دارد واز عمل دست برداشته بنشیند .
حضرت ابوذر می فرماید ، باز سؤال کردم : آیا از آن صحیفه ها در وحی که بر شما نازل می شود چیزی آمده است ؟فرمود : ای ابوذر ! این آیات را بخوان :
« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى ، بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا ‏،  وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى ، إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى،« صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى ‏»( قرطبی )

حکم ایمان داشتن به کتب آسمانی :آیات آ
قبل از همه باید گفت شخصیکه به سایر کتاب های  آسمانی دیگر (تورات و انجیل و زبور و صحف ابراهیم و موسی) ایمان نیاورد، ایمان او مقبول نیست و بعنوان مسلمان محسوب نمی شود.
دلیل واجب بودن ایمان به کتب آسمانی  :
دلیل واجب بودن ایمان به سایر کتاب اسمانی حکم وامر پروردگاربا عظمت است که می فرماید : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَی رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا»  ‏( سوره  نساء 136‏.)یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید به کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و بر کتابی که از قبل نازل نموده است ایمان بیاورید و هرکس به الله، ملائکه، کتابها،پیامبران و روز آخرت کافر شود در گمراهی بسیار دوری افتاده است».
 الله تعالی بندگان مؤمنش را در این آیه امر می کند که به الله و پیامبرش، محمد صلی الله علیه وسلم و کتابی که بر او نازل نموده که قرآن می‌باشد و کتابی که از پیش نازل نموده که شامل تمام کتابهای پیشینیان مانند تورات، انجیل و زبور می باشد، ایمان بیاورند. سپس در آخر آیه بیان می کند که هرکس به چیزی از ارکان ایمان کافر شود در گمراهی بسیار دوری افتاده و از مسیر درست خارج گشته است.
و باز در بیان ایمان به تمام کتابها الله تعالی به بندگان مؤمنش امر می‌کند که اهل کتاب را با این سخن مورد خطاب قرار دهند: «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَی وَعِیسَی وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»(سوره بقره 136). یعنی: «بگویید به خدا و آنچه که بر ما فرو فرستاده شده و آنچه که به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نواسه های  یعقوب فرو فرستاده شده و آنچه که به موسی و عیسی داده شده و (نیز) آنچه که به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان نازل شده است، ایمان آورده ایم. و در ایمان آوردن به پیامبران بین هیچکدام از آنان تفاوتی نمی گذاریم. و فرمانبردارِ او (خداوند) هستیم».
آیه در برگیرنده ایمان مؤمنان به آنچه خداوند بر آنها به واسطه رسولش صلی الله علیه وسلم نازل نموده و آنچه بر پیامبران که در آیه ذکر شده و آنچه بر بقیه انبیاء نازل شده است، می باشد و آنها در ایمان به پیامبران بین هیچکدام فرقی نمی گذارند و به تمام پیامبران و تمام کتابهایی که خداوند به ترتیب نازل نموده است، باور دارند.
بنآ بر طبق  آیات صریح قرآن، هرکس به کتابهای آسمانی قبل از قرآن ایمان نداشته باشد او کافر است، زیرا ایمان نیاوردن به آن کتابهای آسمانی دیگر به معنای تکذیب آیات خداوند بر دیگر پیامبران است در حالیکه همه ی پیامبران الهی به حق از سوی الله تعالی برای ارشاد انسانها فرستاده شده اند و بعضی از آنها دارای کتاب آسمانی بودند.
 
نکاتی ضروری ودانستنی :
اولآ : شخصی مسلمان قبل از همه  باید بداند که همه   کتابهای آسمانی بجز قرآن کریم مورد تحریف و تغییر قرار گرفته است . زیرا خداوند عزوجل در قرآن کریم از تحریف، تغییر و تبدیل توسط اهل کتاب بر کتابهای الله تعالی که بر آنها نازل شده خبر می دهد.
الله تعالی در حق یهود می فرماید:«أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (
 بقره 75) یعنی:«آیا امید دارید که به شما ایمان بیاورند در حالیکه دسته از آنها کلام خدا را می شنوند سپس بعد از اینکه آن را می‌فهمند و در حالیکه می دانستند آن را تحریف می نمودند» و می فرماید:«مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» ( سوره  نساء 64) «و کسانی از اهل یهود کلام را از جایگاه خود تحریف می کنند».

و الله تعالی از نصاری خبر می دهد می فرماید:« وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَی أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ*یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ» (سوره مائده 14- 15).

یعنی: و کسانی که گفتند ما نصاری هستیم پیمان گرفتیم و بخشی از آنچه به آن اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم و به زودی خدا آنان را از آنچه می کردند باخبر می‌سازد. ای اهل کتاب پیامبر ما به سوی شما آمده است که بسیاری از کتاب که پوشیده می داشتید برای شما بیان می کند و از بسیاری درمی گذرد.

آیات دلالت دارند بر اینکه یهود و نصاری کتابهای نازل شده بر خودشان را تحریف نموده اند. و این تحریف گاهی با زیاد کردن و گاهی با کم کردن بوده است.

و دلیل بر زیاد کردن بر کتابها آن این سخن الله تعالی می باشد:« فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ» ( سوره بقره 79).

«ویل به حال کسانی که کتاب را با دستانشان نوشتند سپس می گویند این از جانب خداست تا با بهایی بی ارزش بفروشند پس ویل به حال آنها از آنچه با دستهایشان نوشتند و ویل به حال کسانی که آن را بدست آوردند».

و دلیل بر نقصان آن این فرموده الله تعالی است:« یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ» ( مائده 15). «ای اهل کتاب پیامبر ما به سوی شما آمده است که بسیاری از کتاب که پوشیده می داشتید برای شما بیان می کند» و می فرماید:«قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ مُوسَی نُورًا وَهُدًی لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ کَثِیرًا»(سوره انعام 9) «بگو چه کسی آن کتابی را که موسی آورده نازل کرده که برای مردم روشنایی و هدایت است آن را بصورت ورقه هایی در می آورید از آن آشکار و بسیاری را پنهان می کنید».

اما قرآن عظیم از آنچه بر کتابهای گذشته از تحریف و تبدیل روی داده، سالم مانده است و خداوند آن را حفظ نموده و از آن صیانت می نماید همانگونه که خود از آن خبر می دهد:«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»( سوره حجر 9). «بی گمان ما قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به راستی ما نگهبان آن هستیم». 

ثانیآ : باید چگونگی ایمان به کتابهای قبل از قرآن را بداند، و آن بدینگونه است که:

1- تصدیق قاطع به اینکه تمام آنها از جانب الله عزوجل نازل شده و کلام الله تعالی می باشند و الله تعالی به حقیقت آنگونه که لایق به خود اوست و بر وجهی که اراده کرده، به آن تکلم نموده است. الله تعالی می فرماید:«اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ*نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ*مِنْ قَبْلُ هُدًی لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ»(آل عمران 2- 4).

یعنی: «الله است که هیچ معبود بحقی جز او نیست همیشه زنده و پابرجا است. این کتاب را در حالیکه مؤید آنچه پیش از خود می باشد به حق بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را پیش از آن برای هدایت مردم فرستاد و فرقان را نازل کرد کسانی که به آیات خداوند کفر ورزیدند بی تردید عذابی سخت خواهند داشت و خداوند شکست ناپذیر و صاحب انتقام است». الله عزوجل خبر می دهد که این کتابها: تورات، انجیل و قرآن از نزد او هستند و این دلالت دارد بر اینکه به آنها تکلم نموده و آنها از او آغاز شده اند و مربوط به غیر او نیستند و برای همین در آخر آیه وعده می دهد که هرکس به آیات خداوند کفر ورزد دچار عذاب شدیدی خواهد شد. 

2- ایمان به اینکه کتابهای الله تعالی تصدیق کننده همدیگرند و بین آنها تناقض و تعارضی نیست همانگونه که الله تعالی در قرآن می فرماید:«وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ»( سوره مائده 48). «و (این) کتاب را به راستی تصدیق کنندة کتابی که پیش از آن است و بر آن حاکم و شاهد است بر تو نازل کردیم»و در مورد انجیل می فرماید:«وَآتَیْنَاهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدًی وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ»(سوره مائده 46). «و ما انجیل را که در آن هدایت و نور است و تصدیق کننده تورات است فرو فرستادیم». ایمان به اینها واجب است و اینکه کتابهای خداوند از تمام تناقضات و تعارضات بدور هستند و این از بزرگترین ویژگی کتابهای خداوند نسبت به کتابهای مخلوقات و کلام خدا نسبت به کلام خلق می باشد. زیرا در کتابهای مردم نقص، خلل و تعارض وجود دارد. همانگونه که خداوند در وصف قرآن می فرماید:«وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا»(سوره  نساء 82). «اگر آن از جانب غیر خداوند بود در آن اختلاف بسیاری را می یافتند».

3- اعتقاد راسخ به اینکه تمام کتابها و صحفی که خداوند بر رسولان نازل کرده به وسیله قرآن کریم نسخ شده اند و برای هیچکس از جن یا انس و پیروان کتابهای سابق و نه غیر آنها روا نیست که بعد از آمدن قرآن، خداوند را جز با آن عبادت کنند یا اینکه به غیر آن حکم نمایند. و دلیل بر این مورد در کتاب و سنت فراوان است.

الله تعالی می فرماید:« تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا»(سوره فرقان 1). «با برکت است کسی که فرقان را بر بنده اش نازل فرمود تا برای تمام دنیا ترساننده باشد» و میفرماید:«یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ*یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ»( سوره مائده 15- 16).«ای اهل کتاب پیامبر ما به سوی شما آمده است که بسیاری از کتاب که پوشیده می داشتید برای شما بیان می کند و از بسیاری درمیگذرد. قطعاً برای شما از جانب خداوند روشنایی و کتابی روشنگر آمده است. خداوند هرکه از خشنودی او پیروی کند به وسیله آن به راههای سلامت رهنمون می شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون می برد و به راهی راست هدایتشان می کند». خداوند به پیامبرش امر می کند که بین اهل کتاب به قرآن حکم نماید:«فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ»( سوره مائده 48). «بین آنها به آنچه خداوند نازل نموده حکم نما و از هوا و آرزوی آنها بعد از آنکه حق آمد تبعیت نکن» و همچنین می فرماید:«وَأَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکَ»( سوره مائده 49). «و میان آنها به آنچه خداوند نازل نموده فیصله وقضاوت  کن و از هواهایشان پیروی مکن و از آنان برحذر باش مبادا تو را در بخشی از آنچه خداوند بر تو نازل کرده به فتنه دراندازد».

و ازسنت حدیث جابربن‌عبداللهت است‌که عمربن خطابت با کتابی که از اهل کتاب بود پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم  آمد و آن را بر پیامبر اسلام خواند پیامبرصلی الله علیه وسلم  عصبانی شد و فرمود:«أَمُتَهَوِّکُونَ فِیهَا یَا ابْنَ الْخَطَّابِ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِهَا بَیْضَاءَ نَقِیَّةً لَا تَسْأَلُوهُمْ عَنْ شَیْءٍ فَیُخْبِرُوکُمْ بِحَقٍّ فَتُکَذِّبُوا بِهِ أَوْ بِبَاطِلٍ فَتُصَدِّقُوا بِهِ وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ أَنَّ مُوسَی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ حَیًّا مَا وَسِعَهُ إِلَّا أَنْ یَتَّبِعَنِی» (مسند الإمام أحمد : 3 / 387 ، وکشف الأستار : 134 ، وشعب الإیمان للبیهقی : (177) . وغیرهم وهو حدیث حسن بمجموع طرقه)

یعنی: «ای پسر خطاب آیا در آن در تعجب هستی؟! قسم به کسی که نفس من به دست اوست برای شما آن روشن کننده پاک را آوردم. شما چیزی از آنها نمی پرسید پس به حق به شما خبر می دهند پس به وسیله آن آنها را تکذیب می کنید یا به باطل خبر می دهند شما به وسیله آن آنها را تصدیق می کنید قسم به کسی که نفس من به دست اوست اگر موسی زنده بود چاره ای جز پیروی از من نداشت». این بحث مختصری از کتابهای الله تعالی می باشد که واجب است به آن و آنچه در قرآن بر وجه خصوص آمده معتقد باشیم.

سوم: و نکته ی مهمتر از همه آنست که:

هر مسلمانی در برخورد با آیات تورات و انجیل و دیگر کتابها ممکن است با سه حالت روبرو شود:

1- آن آیه ای که می شنود یا می بیند مخالف با قرآن است.

(در اینحالت بر او واجب است که آن یه را تکذیب کند، زیرا آن تحریف شده است و ما مسلمانان مامور به ایمان به آیات تحریف شده نیستیم، زیرا آن آیات تحریف شده از جانب خداوند متعال نازل نشده اند بلکه توسط انسانها تغیر و تبدیل یافته اند و لذا تکذیب آنها واجب است)

2- آن آیه ای که می بیند یا می شنود همسو و در تایید آیات قرآن است.

(در اینحالت باید به آن آیه ایمان بیاورد و نزول آنرا از جانب خداوند تصدیق نماید)

3- نمی داند آن آیه ای که می شنود یا می بیند در تایید قرآن است یا مخالف با آن.

(در اینحالت او نه آنرا تصدیق کند و نه تکذیب نماید).

حکم احترام به کتاب های آسمانی:
 ایمان به کتابهای الله تعالی مشتمل بر تعدادی جوانب است که نصوص بر واجب بودن، و معتقد بودن و بیان آن دلالت دارد تا این رکن بزرگ از ارکان ایمان تحقق یابد و آن عبارتند از :

1- تصدیق قاطع به اینکه تمام آنها از جانب الله عزوجل نازل شده و کلام الله تعالی می باشند و الله تعالی به حقیقت آنگونه که لایق به خود اوست و بر وجهی که اراده کرده، به آن تکلم نموده است.

2- ایمان به اینکه تمام آنها به سوی عبادت کردن الله تعالی به تنهایی و آنچه خیر، هدایت، نور و روشنایی آمده است، دعوت می کنند.

3- ایمان به اینکه کتابهای الله تعالی تصدیق کننده همدیگرند و بین آنها تناقض و تعارضی نیست.

4- اعتقاد راسخ به اینکه تمام کتابها و صحفی که خداوند بر رسولان نازل کرده به وسیله قرآن کریم نسخ شده اند و برای هیچکس از جن یا انس و پیروان کتابهای سابق و نه غیر آنها روا نیست که بعد از آمدن قرآن، خداوند را جز با آن عبادت کنند یا اینکه به غیر آن حکم نمایند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : «وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ أَنَّ مُوسَی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَانَ حَیًّا مَا وَسِعَهُ إِلَّا أَنْ یَتَّبِعَنِی» مسند أحمد (3 / 387)، وشعب الإیمان بیهقی (177).یعنی : «قسم به کسی که نفس من به دست اوست اگر موسی زنده بود چاره ای جز پیروی از من نداشت».

پس تنها آنچه در قرآن کریم آمده تعبدی و عمل کردن به آن الزامی است، و اما آنچه در کتب آسمانی گذشته آمده اگر مخالف با شریعت ما باشد خود به خود متروک است نه به دلیل اینکه باطل بوده، ممکن است در زمان خودش حق بوده باشد، لیکن ما مکلف به آن نیستیم، زیرا که با شریعت ما منسوخ شده است، و اگر موافق شریعت ما باشد مسلماً حقی است که شریعت اسلام بر درستی آن دلالت کرده است.

5- اعتقاد به اینکه کتابهای پیشین مورد تحریف قرار گرفته اند، چراکه خداوند عزوجل در قرآن کریم از تحریف، تغییر و تبدیل توسط اهل کتاب بر کتابهای الله تعالی که بر آنها نازل شده خبر می دهد. الله تعالی در حق یهود می فرماید: «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (سوره بقره 75).یعنی : «آیا امید دارید که به شما ایمان بیاورند در حالیکه دسته از آنها کلام خدا را می شنوند سپس بعد از اینکه آن را می‌فهمند و در حالیکه می دانستند آن را تحریف می نمودند».

و می فرماید: «مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» (سوره نساء 64). یعنی : «و کسانی از اهل یهود کلام را از جایگاه خود تحریف می کنند».

و الله تعالی از نصاری خبر می دهد می فرماید: «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ» (سوره مائده 15).

یعنی: «ای اهل کتاب؛ پیامبر ما به سوی شما آمده است که بسیاری از کتاب که پوشیده می داشتید برای شما بیان می کند و از بسیاری درمی گذرد».

و فرمود : «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ» (سوره بقره 79).

یعنی : «ویل به حال کسانی که کتاب را با دستانشان نوشتند سپس می گویند این از جانب خداست تا با بهایی بی ارزش بفروشند پس ویل به حال آنها از آنچه با دستهایشان نوشتند و ویل به حال کسانی که آن را بدست آوردند».

آیات دلالت دارند بر اینکه یهود و نصاری کتابهای نازل شده بر خودشان را تحریف نموده اند. و این تحریف گاهی با زیاد کردن و گاهی با کم کردن بوده است.

اما قرآن عظیم الشان  از آنچه بر کتابهای گذشته از تحریف و تبدیل روی داده، سالم مانده است و خداوند آن را حفظ نموده و از آن صیانت می نماید همانگونه که خود از آن خبر می دهد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (سوره حجر 9). یعنی : «بی گمان ما قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به راستی ما نگهبان آن هستیم».

ابو عمرو دانی از ابی حسن منتاب روایت می کند که گفت : «روزی نزد قاضی ابو اسحاق اسماعیل بن اسحاق بودم. به او گفته شد: چرا اجازه تبدیل در حق اهل تورات داده شده اما به اهل قرآن داده نشده است؟ قاضی گفت: خداوند در مورد اهل تورات می فرماید: « بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ» (سوره مائده 44).«به آنچه از کتاب خدا حافظ گردانده شده اند» پس حفظ آن به آنها سپرده شد پس اجازه تبدیل در آن داده شده است. و در قرآن می‌فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (سوره حجر 9).«بی گمان ما قرآن را فرو فرستاده ایم و به راستی ما نگهبان آن هستیم» پس اجازه تبدیل در آن داده نشده است. گفت: پس به سوی ابو عبدالله محاملی رفتم و داستان را برایش تعریف نمودم. گفت: کلامی زیباتر از این نشنیدم».

قرآن متضمن خلاصه ای از کتابهای سابق و اصول شریعت پیامبران است. الله تعالی می فرماید: «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ» (سوره مائده 48). یعنی : «و (این) کتاب را به راستی (و) تصدیق کنندة کتابی که پیش از آن است و بر آن حاکم و شاهد است به تو نازل کردیم» 

سوال : ممکن است کسی بگوید : بر طبق نصوص قرآن و احادیث بر هر مسلمانی واجب است تمامی کتابهای آسمانی را تصدیق کرده و ایمان آورد، ولی نصوص دیگری دلالت بر تحریف این کتب می کنند، با این وضعیت یک مسلمان چگونه به این کتابهای تحریف شده ایمان آورد؟

جواب : یقین و باور داریم که آنچه در کتب گذشته خداوند متعال به پیامبرانش عیلهم السلام نازل فرموده ، که سالم از تبدیل و تحریف بودند -  حق است و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست. ولی معنایش این نیست که تمام آنچه اکنون در این کتابها درج است و در اختیار اهل کتاب قرار دارد بپذیریم، زیرا این کتابها تحریف شده و به آن حالت اصلی که خداوند متعال به پیامبرانش علیهم السلام نازل فرموده باقی نمانده است.

توراتی که ایمان آوردن به آن واجب است همان کتابی است که خداوند بر موسی علیه السلام نازل فرموده و نه تورات تحریف شده ای که امروز در اختیار اهل کتاب قرار دارد. و انجیلی که ایمان آوردن به آن واجب است همان کتابی است که خداوند آنرا بر عیسی علیه السلام نازل فرموده و نه انجیل های تحریف شده ای که امروزه در نزد اهل کتاب قرار دارد. و زبوری که ایمان بدان واجب است همان کتابی است که خداوند متعال بر داود علیه السلام نازل فرموده و نه تحریفاتی که توسط یهود در آن بعمل آمده است.

با این وجود این تحریف و تبدیل لزوما شامل کل و تمام کتابشان نیست، و چه بسا مسائلی در کتابهایشان باشد که حق باشند، چنانکه این کتب مشتمل بر بعضی از اسماء الهی اند، لذا نمی توان گفت که کل تورات یا کل انجیل و یا کل زبور تحریف شده و نوشته دست انسان است.

برخورد اعتقادی در برابر کتب تحریف شده :

1- آنچه را که یقیناً بدانیم خداوند متعال نازل فرموده و تحریف و تبدیل بر آن وارد نشده، آنرا تصدیق می کنیم، مثلا آنچه را قرآن یا سنت صحیح نبوی تصدیق کرده باشد، ما هم یقینی آنرا تصدیق خواهیم کرد، زیرا الله و رسول آنرا ذکر کرده اند. بطور مثال  : الله متعال می فرماید: «أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمَا فِی صُحُفِ مُوسَی * وَإِبْرَاهِیمَ الَّذِی وَفَّی * أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی * وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی * وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَی * ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَی» (سوره نجم 36-41).  یعنی : «آیا از آنچه در کتب موسی نازل گردیده با خبر نشده است؟! و در کتب ابراهیم، همان کسی که وظیفه خود را بطور کامل ادا کرد، که : هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‏گیرد، و اینکه برای انسان بهره‏ای جز سعی و کوشش او نیست، و اینکه تلاش او بزودی دیده می‏شود، سپس به او جزای کافی داده خواهد شد».

و می فرماید : « بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا * وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَی * إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَی * صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی» (سوره اعلی 16-19).  یعنی : «ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‏دارید، در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است! این دستورها در کتب آسمانی پیشین (نیز) آمده است، در کتب ابراهیم و موسی».

و یا می فرماید : «کُلُّ الطَّعَامِ کَانَ حِلاًّ لِّبَنِی إِسْرَائِیلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِیلُ عَلَی نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ» (سوره آل عمران 93).

یعنی : « همه غذاها(ی پاک) بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعقوب)، پیش از نزول تورات، بر خود تحریم کرده بود؛ بگو: «اگر راست می‏گویید تورات را بیاورید و بخوانید».

پس بعنوان مثال : ما ایمان داریم که در تورات همه نوع انواع طعام حلال بود، و آنچه بر بنی اسرائیل حرام شد به سبب گناهانی بود که مرتکب شدند. و الله متعال ذکر کردند که حکم رجم در تورات است، می فرماید : « وَکَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُکْمُ اللّهِ» (سوره مائده 43). یعنی : «چگونه تو را به داوری می‌خوانند، در حالی که تورات دارند و حکم خدا در آن (بخصوص درباره زنا به روشنی) آمده است؟».

2- آنچه را بدانیم تحریف شده هستند تکذیب می کنیم، مثلا مواردی را که قرآن یا سنت تکذیب کرده باشند، ما هم بطور یقینی آنها را مردود دانسته و تکذیب می کنیم.

3- آن مواردی را که قرآن یا سنت نه تصدیق کرده باشد و نه تکذیب، ما نیز سکوت می کنیم؛ یعنی نه تصدیق می کنیم و نه تکذیب، چرا که احتمال صدق و کذب آن می رود، مگر آنکه دلائل واقع دلالت بر تصدیق یا تکذیب آن کنند، که ما نیز در تصدیق و تکذیب تابع آن دلائل خواهیم بود، مثلا مخالف با آیات قرآن باشند، که اگر از آیات احکام باشد می تواند دلیل بر نسخ آن توسط آیات قرآن باشد یا شاید محرف باشد، و اگر مربوط به احکام نباشد قطعا دلالت بر تحریف شدن آن است، زیرا کتابهای الله تعالی تصدیق کننده همدیگرند و بین آنها تناقض و تعارضی نیست همانگونه که الله تعالی در قرآن می فرماید: «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ» (مائده 48).یعنی : «و (این) کتاب را به راستی تصدیق کنندة کتابی که پیش از آن است و بر آن حاکم و شاهد است بر تو نازل کردیم».

و در مورد انجیل می فرماید: «وَآتَیْنَاهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدًی وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ» (سوره مائده 46).یعنی : «و ما انجیل را که در آن هدایت و نور است و تصدیق کننده تورات است فرو فرستادیم».

و ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده : «کَانَ أَهْلُ الْکِتَابِ یَقْرَءُونَ التَّوْرَاةَ بِالْعِبْرَانِیَّةِ، وَیُفَسِّرُونَهَا بِالْعَرَبِیَّةِ لأَهْلِ الإِسْلامِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «لا تُصَدِّقُوا أَهْلَ الْکِتَابِ، وَلا تُکَذِّبُوهُمْ وَقُولُوا: )آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا(» الآیَةَ. (بخاری: 4485)

یعنی : اهل کتاب، تورات را به زبان عبری می‌خواندند و آنرا به زبان عربی برای مسلمانان، تفسیر می‌کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اهل کتاب را نه تصدیق کنید و نه تکذیب. بلکه به آنها بگویید: «)آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا(» یعنی ما به خداوند و آنچه که بسوی ما نازل کرده است، ایمان داریم».

با این توضیحات بر ما مشخص می شود که اهانت به تورات و انجیل جایز نیست، زیرا ممکن است مشتمل بر مواردی از کلام الهی باشند، چنانکه مشتمل بر بعضی از اسماء و صفات الله متعال هستند.

هیتمی در کتاب «تحفة المحتاج» (1 / 178) می گوید : «حق آنست که : در انجیل و تورات مواردی هستند که گمان عدم تبدیل آنها می رد، زیرا با آنچه در شرع خود آموخته ایم موافقت دارد».

و خطیب شربینی نیز گفته : «استنجاء با هر چیز نامحترمی جایز است .. و قاضی (استنجاء) بوسیله ورقی از تورات و انجیل را هم جایز دانسته است، ولی این سخن او بر آن اوراقی حمل می شود که عدم تبدیل (و تحریف) آن مشخص باشد و اسم الله تعالی و مشابه آن در آن نباشد». «مغنی المحتاج» (1/162-163).

و خرشی مالکی در کتاب « مختصر خلیل»(8/63) گفته : «اسماء الله و انبیاء به دلیل حرمت (نامشان) همچون مصحف قابل احترامند».

و حطاب مالکی در کتاب«مواهب الجلیل » (1/287) گفته : «احترام گذاشتن به اسماء الهی واجب است هرچند که در چیزهایی نوشته شده باشند که اهانت به آن واجب باشد مانند تورات و انجیل تحریف شده، که سوزاندن و نابودکردنشان جایز است، ولی اهانت به آنها به دلیل وجود آن اسماء جایز نیست».

و در کتاب دائرة المعارف فقهی آمده : «جمهور فقهاء لمس تورات و انجیل بدون طهارت را جایز دانسته اند.. بجز اینکه امام ابو حنفیه (رح)  گفتند : مکروه است زن حائض یا انسان جنب تورات و انجیل و زبور را قرائت کند، زیرا تمام آنها کلام الله تعالی هستند مگر آنچه (در آنها) تحریف شده، و آنچه تحریف شده اند نا معین هستند..».«الموسوعة الفقهیة» (37/282).مراجعه نماید :تبیین الحقائق (1 / 57) و « رد المحتار علی الدر المختار» (1 / 195)، و ( الفتاوی الهندیة  (1 / 39).

و باز در همین کتاب آمده : «فقهاء اتفاق نظر دارند که استنجاء بوسیله اشیاء محترم مانند کتابهایی که ذکر الله متعال در آنها هست مانند حدیث و فقه به دلیل حرمت حروف جایز نیست..

اما درباره کتابهای که احترامی ندارند اختلاف نظر دارند؛ کتابهایی مانند کتب سحر و فلسفه و تورات و انجیلی که تحریف آن مشخص باشد :

مالکی ها گفتند : استنجاء با این کتب به دلیل حرمت حروف (یعنی شرفشان ) جایز نیست. ابراهیم اللَّقَانی گفته : اگر این حروف با عربی نوشته باشند حرمت دارند، وگرنه حرمتی نخواهند داشت مگر آنکه آنچه نوشته شده باشد از اسماء الله تعالی باشد، ولی علی اجهوری گفته : چه با عربی مکتوب باشند یا غیر عربی، در هر دو حالت حرمت دارند..

و شافعیه گفتند : استنجاء بوسیله اشیاء نامحترم از قبیل کتب فلسفه، و همچنین تورات و انجیلی که تحریف آن دانسته شود و از اسم معظم (الله) خالی باشد، جایز است.

و ابن عابدین از فقهای حنفیه گفته : نزد ما اینگونه نقل شده که حروف (قرآن) حرمت دارند حتی اگر مقطعه باشند، و بعضی از قاریان ذکر کردند که حروف هجاء قرآن بر هود علیه السلام نازل شده اند، و مفاد (این سخن) آنست که آنچه (از این حروف بر چیزی) مکتوب باشد مطلقا حرمت دارد». ( الموسوعة الفقهیة  (34/181).

(تفصیل موضوع را درحاشیة ابن عابدین  (1 / 227)، و  حاشیة الدسوقی  (1 / 113)، و  مواهب الجلیل  (1 / 287)، و  نهایة المحتاج  (1 / 132)، و  کشاف القناع  (1 / 69)، و المغنی  (1 / 158).مطالعه فرماید.

و از شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله درباره مردی سوال شد که یهود را لعن می کند و دینش را نیز لعن می کند و تورات را دشنام دهد، آیا برای یک مسلمان جایز است که کتاب آنها را دشنام دهد؟

جواب فرمودند : «برای کسی روا نیست تورات را لعن کند؛ بلکه هرکس تورات را علی الاطلاق لعن کند از او طلب توبه می شود، اگر توبه نکرد کشته می شود. و اگر بر چیزی (از آن کتاب لعن کند) که مشخص شود از جانب الله متعال نازل شده و ایمان به آن واجب است؛ در اینحالت بخاطر دشنام دادنش کشته می شود و حتی بر طبق صحیح ترین قول علماء توبه او پذیرفته نخواهد شد.

و اما اگر دین یهود را لعن کند، یعنی آن دینی که آنها در این زمان بر آن هستند؛ ایرادی بر آن نیست، زیرا یهود و دینشان ملعون هستند، و همچنین اگر توراتی که نزد آنهاست را دشنام دهد، بگونه ایکه مشخص کند که قصد وی ذکر تحریف آن است، مثلا بگوید : این تورات تحریف شده نسخ شده است و عمل به محتوای آن جایز نیست، و هرکس امروزه به شریعت تحریف شده و منسوخ آنها عمل کند کافر است؛ این سخن و امثال اینها حق است و چیزی بر گوینده اش نخواهد بود.(مجموع الفتاوی  (35/200).

خلاصه اینکه:
اهانت و دشنام و بی حرمتی به انجیل و توراتی که امروزه در دست اهل کتاب است، جایز نمی باشد، زیرا این کتابها شامل حق و باطل اند، و نیز مشتمل بر اسماء و صفات الهی، و لذا برای حفظ حرمت این موارد جایز نیست که مثلا انجیل یا تورات را بر زمین بزند.

 با این وجود شایسته مسلمان نیست که بخواهد یکی از این کتابهای تحریف شده را تهیه کرده و بخواند، مگر برای کسانی از اهل علم که قصد استخراج اکاذیب و ردود بر آنرا داشته باشند.
پس هرگاه یکی از این کتابها به دست ما افتاد، محافظت و نگهداری از آن جایز نیست، همانطور که اهانت کردن به آن مثلا با انداختن در سطل کثافات جایز نیست، ولی باید از طریق سوزاندنش از آن خلاص شد، زیرا مشتمل بر اسماء الهی است، و ممکن است دربردارنده مطالبی باشند که از تحریف در امان مانده باشند.

و اینکه می گوئیم سوزانده شود، این بی ادبی و اهانت به آن نیست؛ زیرا ثابت شده که صحابه برای آنکه از اهانت به اوراق مصحف ممانعت کرده باشند، آنرا سوزاندند تا اثری از آن نماند که قابل اهانت باشد.

صدق الله العظیم و صدق  رسوله نبی الکریم.  

فهرست مطالب:
معلومات مؤجز 
اسباب نزول  
ترجمهٔ مختصر

محتوا کلی این سوره
تفسیر مختصر

موضعات ومضامین صحف ابراهیمی
موضعات ومضامین صحف حضرت موسی

حکم ایمان داشتن به کتب آسمانی آیات آ
دلیل واجب بودن ایمان به کتب آسمانی  
نکاتی ضروری ودانستنی

حکم احترام به کتاب های آسمانی

برخورد اعتقادی در برابر  کتب تحریف شده

منابع و مأخذ های عمده:
- تفسیر وبیان کلمات قرآن کریم (تالیف شیخ حسنین محمد مخلوف واسباب نزول علامه جلال الدین سیوطی ترجمه از عبد الکریم ارشد فاریابی
- تفسیر انوار القرآن - نوشته: عبدالرؤ ف مخلص
هروی
 -
فیض  الباری شرح صیح البخاری  داکتر عبد الرحیم فیروز هروی
- تفسیر طبری - امام المفسرین 
- تفسیر المیزان
- تفسیر پرتوی از قران
-  تفسیر القرآن الکریم - ابن کثیر (متوفی سال 774 هـ)

- امام سیوطی کتاب   »اسباب النزول  »
- مفردات الفاظ القرآن،از راغب اصفانی
- جلوه های از اسرار قرآن مهندس حکمتیار
- تفسیر معارف القران  مولف حضرت علامه مفتی محمد شفیع عثمانی  دیوبندی مترجم مولانا محمد یوسف حسین پور 
- تفسیر فی ظلال القرآن/ سید قطب (متوفی سال 1387 هـ)
- تفسير نور تألیف دکتر مصطفی خرّم دل
- تفسیر کابلی (تالیف :شیخ محمود الحسن دیوبندی  مترجم : هیاتی از علمای افغانستان )
- صحیح مسلم
- صحیح البخاری

 

 برای مشاهده دیگر تفاسیر بر روی سوره های زیر کلیک کنید.

 

تفسیر احمد سوره نبأ

تفسیر احمد سوره نازعات

تفسیر احمد سوره  عبس

تفسیر احمد سوره تکویر

تفسیر احمد سوره انفطار

تفسیر احمد سوره مطففین

تفسیر احمد سوره انشقاق

تفسیر احمد سوره بروج

تفسیر احمد سوره طارق

تفسیر احمد سوره اعلی

تفسیر احمد سوره غاشیه  

تفسیر احمد سوره فجر

تفسیر احمد سوره بلد

تفسیر احمد سوره شمس

تفسیر احمد سوره لیل

تفسیر احمد سوره ضحی

تفسیر احمد سوره شرح

تفسیر احمد سوره تین

تفسیر احمد سوره علق

تفسیر احمد سوره قدر

تفسیر احمد سوره بینه

تفسیر احمد سوره زلزله

تفسیر احمد سوره عادیات

تفسیر احمد سوره قارعه

تفسیر احمد سوره تکاثر

تفسیر احمد سوره عصر

تفسیر احمد سوره همزه

تفسیر احمد سوره فیل

تفسیر احمد سوره قریش

تفسیر احمد سوره ماعون

تفسیر احمد سوره کوثر

تفسیر احمد سوره کافرون

تفسیر احمد سوره نصر

تفسیر احمد سوره مسد

تفسیر احمد سوره اخلاص

تفسیر احمد سوره فلق

تفسیر احمد سوره ناس 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی