close
تبلیغات در اینترنت
تفسیراحمد سوره اخلاص

تفسيراحمد سوره اخلاص

تتبع و نگارش : الحاج امين الدين «سعيدي  سعيد افغاني»

مهتمم و ديزاين: الحاج سليم عابد «پيمان»

برای مشاهده تفاسیر اهل سنت به زبان فارسی اینجا کلیک کنید.

سوره الاخلاص

این سوره در « مكهٔ مکرمه  »  نازل شده و داراى 4 آیه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤ 

 برای دانلود نسخه  pdf  اینجا کلیک کنید.

 

 ترجمهٔ آیات:
بسم الله الرحمن الرحیم 
به نام الله بخشندة مهربان
قل هو الله احد (1)(ای پیامبر) بگو او (الله تعالی) یگانه است
 
الله الصمد (2) كه همه نیازمندان قصد او مى كنند
 لم یلد و لم یولد (3) نه زاده و زاییده نشده
 
و لم یكن له كفوا احد (4) و هیچ كس همانند وهمتاى او نبوده و نیست
سورهٔ اخلاص خداوند( ج) را به یكتایى در ذات وصف كرده: «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد» و خدا را تنها مرجع رفع همه نیازهاى مخلوقات معرفى  داشته است: «اَللّهُ الصَّمَد» و هر گونه صفت نقصى مانند تركیب و داشتن اجزا و به وجود آمدن از شیئى دیگر را از او نفى مى‌كند: «لَم یَلِد وَلَم یُولَد» و او را از هر گونه شریك داشتن مُبرّا مى‌داند: «و‌لَم یَكُن لَهُ كُفُواً اَحَد».
معلومات مؤجز :
« الاخلاص » نه تنها نام سوره است بلکه عنوانی برای مطالب سوره هم می باشد .
بخاطری این سوره، را سورهٔ  اخلاص می گویند که  این‌ سوره‌ از یكسو درباره‌ توحید خالص‌ خدای‌ عزوجل ‌سخن‌ می‌گوید و از سوی‌ دیگر بنده‌ را از شرك‌ یا از آتش‌ جهنم‌ خلاص‌ می‌سازد.
قرآن عظیم الشان مشتمل بر سه چیز است: احکام ، اخبار و توحید ، وچون این سوره مشتمل بر خلوص توحید است، از این سبب مشتمل بر ثلث قرآن کریم است. 
ابو عباس قرطبی رحمه الله می گوید: این سوره دارای دونام از نامهای پروردگار است که در هیچ سوره دیگری از سور های قرآن کریم  ذکر نگردیده است  و آن دو نام عبارت اند از « آحد » و« صمد ».

بعضی از علماء می گویند مراد از اینکه سورهٔ « اخلاص » معادل ثواب تلاوت  سوم حصه قرآن است ، به این معنی که اگر کسی این سوره را سه بار تلاوت می کند، به مانند آن است که تمام قرآن  کریم را تلاوت نموده است.
 مسلم که  مشبه به( کل قرآن کریم)  از مشبه( سورهٔ اخلاص)  کامل تر است .
« سورهٔ اخلاص » از جمله سوره های  مکی ، ودارای (1) رکوع ، و(4)چهار آیت ، و(17 ) هفده کلمه ، و(49)چهل ونه حرف ،و(10 ) ده نقطه است .
در مجموع محتوی این سوره به پنج صفت از صفات الهی  تمرکز دارد: از جمله خدای یکی است، صمد است، نه زاده ونه زائیده، ونه کسی کفو وهمتای اوست.
یعنی خدا یکی از معبودان نه، بلکه معبود یکتاست،درکنار او معبود دیگری نیست،هیچ شریکی ندارد ،  کسی رادر الوهیت وربوبیت شریک او مگیرید، خدا صمد بی نیاز وخود کفاست ، در هیچ چیزی محتاج ونیازمند دیگری نیست ،هر تصوریکه نقص ، کمبود ، عیب ، احتیاج وضعف را به خدا نسبت دهد ، تصوریست نادرست وناقص، خدا کمال مطلق است ، از هر لحاظی کامل است ، خدا خالق است ، اورا با مخلوق تشبیه مکنید ، مخلوق برای بقای نسل خود محتاج « زادن » است، اگر نزاید نابود می شود ، مخلوق را دیگری آفریده ، از دیگری زاده شده ، در وجود خود نیازمند آفریدگار است ، در مورد خدا از دید گاهی که « مخلوق » بشما القاکرده ، میندیشید ، مبادا ارزیابی  های شما در مورد خدا با معیار های باشد که در مورد مخلوق صدق می کند ، « زادن » و« زائیدن » از خصوصیات مخلوق است ، مخلوق برای بقای خود به این خصوصیات نیازمند ومحتاج است ، خدای نیازمند ، خدا نه ، بلکه تصور ناقص در باره خداست .
محتوا سوره:
اگر به اعجاز وعبارت زیبا این سوره بطور دقیق توجه بعمل اریم با تمام وضاحت در می یابیم که در چهار آیه مؤجزوکوتاه وزیبا ، مبانی اساسی توحید ویکتاپرستی به نحوی بیان گردیده است که همه ابعاد گسترده وعمیق آنرا احتوا می کند ، اخلاص در توحید وپیرایش آن از هر نوع شرک دوگانه پرستی را تو ضیح می دهد ، اگر کسی خواسته باشد که ایمان به خدا وباور به معبود یکتا را در کوتاه ترین وزیبا ترین کلام افاده کند وهمه ابعاد عمیق ودقیق توحید را در چند جمله کوته وسلیس بیان نماید ، باید همین سوره را تلاوت کند ، ثلث قرآن به شرح توحید ویکتا پرستی اختصاص یافته ، تمامی مطالبی که در قرآن در باره این بخش آمده ، در الفاظ مؤجز وآیات کوتاه این سوره گنجانیده شده است .
اسباب  نزول سورهٔ اخلاص :
مفسرین در مورد شأن نزول این سوره روایاتی مختلفی نموده اند:
 یهود از رسول الله (صلى اللّه علیه  و سلّم ) خواستند  الله را برای آنها معرفی کند  پیامبر صلی الله علیه وسلم  سه روز سکوت کرد و جوابی به آنان نگفت تا اینکه این سوره نازل شد .
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ * وَلَمْ یكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ»یعنی: بگو: الله، یکتا و یگانه است؛ خداوندى است که همه نیازمندان قصد او مى‏کنند؛ (هرگز) نزاد، و زاده نشد، و براى او هیچگاه شبیه و مانندى نبوده است!
ترمذی ، حاکم ابن خزیمه از طریق ابوعلیه از آبی بن کعب (رض ) روایت فرموده : مشرکان به پیامبر گفتند : اصل وتبار خدایت را برای ما بیان کن : پس «
 قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ * وَلَمْ یكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ» تا اخر سوره نازل شد .
طبرانی ابن جریر ما نند این حدیث را از جابر بن عبد الله (رض ) روایت کرده اند ، از این روایت معلوم که سوره مکی است .
فضیلت  سورهٔ اخلاص :
سوره أخلاص به نام های مختلفی مسمی میباشد ولی یکی از نام های این سوره «اخلاص » است ، طوریکه از نام این سوره  معلوم میگردد این سوره  از توحید پروردگار، و یگانگى او سخن مى بعمل می اورد ،  و در چهار آیه کوتاه چنان توصیفى از یگانگى پروردگار با عظمت می کند ، که ضرورتی به سخن اضافه در آن دیده نمیشود .
در مورد فضیلت سوره اخلاص  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: « وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ آن ها لَتَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ» «قسم به کسی که نفسم در دست اوست سوره احد معادل یک سوم قرآن است». (  رواه بخاری)
- هر کس به محتوی این سوره مبارکه  اعتقاد آن پیدا کند و به معارفی که در آن است اقرار کند، مؤمنى با اخلاص خواهد شد .
- اعتقاد به محتوی سوره اخلاص  سبب خلاصی و رهایی اهل توحید از آتش جهنّم می‌شود .

- هرکسی اسماء و اوصاف در این سوره را دریابد و به حقایق و معانى آنها ایمان آرد، از هر نوع شرک، نفاق و گمراهى خلاص و در نیت و عمل مخلص می شود .
سوره‌ «اخلاص» در ثواب‌ قرائت‌ خود معادل‌ ثلث‌ (یك‌ سوم) قرآن‌ كریم‌ می‌باشد:
در حدیثی
از ابو سعید خدری رضی الله عنه روایت است که گفت:« أَنَّ رَجُلاً سَمِعَ رَجُلاً یقْرَأُ:  «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» یرَدِّدُهَا. فَلَمَّا أَصْبَحَ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ، وَكَأَنَّ الرَّجُلَ یتَقَالُّهَا، فَقََالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم: «وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ إِنَّهَا لَتَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ». (بخارى:5014)  یعنی: مردی شنید كه شخصی، سوره اخلاص را می‌خواند و تكرار می‌كند. او كه گویا آن را كار كم اهمیتی می‌دانست، هنگام صبح، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد وداستان را برایش  بازگو كرد. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: «سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، همانا سورة‌ اخلاص، برابر با یك سوم قرآن است».
همچنین ابوسعید خدری
 رضی الله عنه در حدیثی دیگری می‌گوید:«  قَالَ النَّبِی صلی الله علیه وسلم لأَصْحَابِهِ: «أَیعْجِزُ أَحَدُكُمْ أَنْ یقْرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ فِی لَیلَةٍ»؟ فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَیهِمْ، وَقَالُوا: أَینَا یطِیقُ ذَلِكَ یا رَسُولَ اللَّهِ، فَقَالَ: «اللَّهُ الْوَاحِدُ الصَّمَدُ ثُلُثُ الْقُرْآنِ».     (بخارى:5015) (  نبی اكرم صلی الله علیه وسلم به یارانش فرمود: «آیا كسی از شما می‌تواند یك سوم قرآن را در یك شب، تلاوت كند»؟ این كار برای آنها دشوار به نظر رسید. لذا پرسیدند: ای رسول الله! چه كسی از ما توانایی چنین كاری را دارد؟ فرمود: «سورة‌ اخلاص، برابر با یك سوم قرآن است».زیرا تمام‌ قرآن‌ كریم‌، شرح‌ و بیان‌ اصولی‌ است‌ كه‌ در این‌ سوره‌ به‌ اجمال‌ ذكر شده ‌است‌ و نیز از آن‌روی‌ كه‌ اصول‌ عام‌ و كلی‌ شریعت‌ اسلام‌ سه‌ چیز است: توحید، بیان‌ حدود واحكام‌ و بیان‌ اعمال‌ و این‌ سوره‌ به‌ تنهایی‌ عهده‌دار بیان‌ توحید و تقدیس‌ حق‌ تعالی ‌گردیده ‌است‌.
همچنین سنت است که سوره ی اخلاص را همراه دو سوره ی دیگر ازجمله سوره ،
«  ناس و فلق » ، بعد از نماز صبح و مغرب و هنگام خواب هرکدام سه بار خواند تلاوت نمود .
‌ابوداود ازعبدالله بن حبیب روایت‌كرده است‌ كه پیامبر صلی الله علیه و سلم
  به من‌ گفت‌: بگو.  گفتم‌: ای رسول الله چه  بگویم‌؟‌ فرمود‌:«قل هو الله أحد، والمعوذتین حین تمسی وحین تصبح ثلاث مرات تكفیك من كل شئ»
یعنی: در هر صبح وشام سه بار سوره‌های اخلاص ومعوذتین‌: «  قل اعوذ برب الفلق‌... و قل اعوذ برب الناس‌... را
  بخوان  برایت  از هر چیزی‌كفایت می‌كنند‌. ترمذی ‌گفت‌: این حدیث حسن و صحیح است‌.
سایر احادیثی وارده در فضلیت سورهٔ اخلاص:
 قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : «یا عقبة ألا أعلمک سورا ما أنزلت فی التوراة و لا فی الزبور و لا فی الإنجیل و لا فی الفرقان مثلهن ،لا یأتین علیک إلا قرأتهن فیها ، « قل هوالله أحد » و «قل أعوذ برب الفلق» و« قل أعوذ برب الناس».
( رسول الله صلی الله علیه  وسلم خطاب به عقبه بن عامر رضی الله عنه فرمودند: ای عقبه آیا من به توسورهای را یاد ندهم که همانند آنها نه در تورات و نه هم در زبور و انجیل و نه هم در قرآن نازل نشده است ، و شبی بر تو نگذرد مگر این آنها بخوانی ، همانا «هوالله أحد» و «قل أعوذ برب الفلق» و«قل أعوذ برب الناس» می باشد.
 (این روایت صحیح درسلسله احادیث صحیحه شماره: 2861) آمده است)
- عَنْ ابن عباسٍ (رضی الله عنهما) قَالَ رَسُولُ اللهِ  صلی الله علیه وسلم :  « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» تَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ». (ابن عباس (رضی الله عنهما) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «سورة اخلاص برابر با یک سوم قرآن می‌باشد»
- عَنْ أَبِى الدَّرْدَاءِ (رضی الله عنه) قالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وسلم): «أَیعْجِزُ أَحَدُكُمْ أَنْ یقْرَأَ فِى لَیلَةٍ ثُلُثَ الْقُرْآنِ؟» قَالُوا: وَكَیفَ یقْرَأُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ؟ قَالَ: «(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) یعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ»
(ابودرداء (رضی الله عنه)
می‌گویدکه: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «آیا یکی از شما نمی‌تواند در یک شب، یک سوم قرآن را بخواند؟ صحابه عرض کردند: چگونه یکی از ما می‌تواند یک سوم قرآن را بخواند؟ فرمود: «سورة اخلاص برابر با یک سوم قرآن می‌باشد»
- وفی روایةٍ «إِنَّ اللَّهَ جَزَّأَ الْقُرْآنَ ثَلاَثَةَ أَجْزَاءٍ، فَجَعَلَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ جُزْءًا مِنْ أَجْزَاءِ الْقُرْآنِ». و در روایتی آمده است که رسول اکرم  صلی الله علیه وسلم  فرمود: «خداوند عزوجل قرآن را به سه بخش تقسیم نموده است و سورة اخلاص یکی از بخش‌های سه‌گانة قرآن می‌باشد» .
- عَنْ أبی هریرةَ (رضی الله عنه) قَالَ: أَقْبَلْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) فَسَمِعَ رَجُلًا یقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم): وَجَبَتْ، فَسَأَلْتُهُ مَاذَا یا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: الْجَنَّةُ».
ابوهریره (رضی الله عنه) می‌گوید: همراه رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می‌آمدم، آنحضرت (صلی الله علیه وسلم) صدای مردی را شنید که سورة اخلاص را می‌خواند، فرمود: «واجب شد» گفتم: ای رسول خدا! چه چیزی! فرمود: «بهشت».
-
 وَعَنْهُ (رضی الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وسلم): «احْشِدُوا فَإِنِّى سَأَقْرَأُ عَلَیكُمْ ثُلُثَ الْقُرْآنِ» فَحَشَدَ مَنْ حَشَدَ ثُمَّ خَرَجَ نَبِىُّ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) فَقَرَأَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) ثُمَّ دَخَلَ فَقَالَ بَعْضُنَا لِبَعْضٍ: إِنِّى أُرَى هَذَا خَبَرٌ جَاءَهُ مِنَ السَّمَاءِ فَذَاكَ الَّذِى أَدْخَلَهُ. ثُمَّ خَرَجَ نَبِىُّ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) فَقَالَ: «إِنِّى قُلْتُ لَكُمْ سَأَقْرَأُ عَلَیكُمْ ثُلُثَ الْقُرْآنِ أَلاَ إِنَّهَا تَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ».
- از ابوهریره (رضی الله عنه) روایت است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «جمع شوید، زیرا می‌خواهم یک سوم قرآن را برای شما بخوانم» پس تعداد زیادی اجتماع نمودند، آنگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) بیرون آمد و سورة اخلاص را خواند و وارد خانه شد؛ سپس دوباره بیرون آمد و فرمود: «من به شما گفتم: یک سوم قرآن را برای شما خواهم خواند، بدانید که سورة اخلاص با یک سوم قرآن، برابری می‌کند».
- عَنْ أَبِى سَعِیدٍ الْخُدْرِىِّ (رضی الله عنه) أَنَّ رَجُلاً سَمِعَ رَجُلاً یقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) یرَدِّدُهَا فَلَمَّا أَصْبَحَ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ وَكَأَنَّ الرَّجُلَ یتَقَالُّهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم): «وَالَّذِى نَفْسِى بِیدِهِ إِنَّهَا لَتَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ».
ابوسعید خدری (رضی الله عنه) می‌گوید: شخصی شنید که فرد دیگری سورة اخلاص را می‌خواند و تکرار می‌نماید، صبح هنگام نزد رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) رفت و ماجرا را برایش تعریف نمود، طوری که، گویا این کارش را کوچک می‌ شمرد ، رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، سورة اخلاص برابر با یک سوم قرآن می‌باشد».
- عَنْ عَائِشَةَ (رضی الله عنها) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) بَعَثَ رَجُلاً عَلَى سَرِیةٍ وَكَانَ یقْرَأُ لأَصْحَابِهِ فِى صَلاَتِهِمْ فَیخْتِمُ بِ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فَلَمَّا رَجَعُوا ذَكَرُوا ذَلِكَ لِلنَّبِی (صلی الله علیه وسلم) فَقَالَ: «سَلُوهُ لأَىِّ شَىْءٍ یصْنَعُ ذَلِكَ» فَسَأَلُوهُ فَقَالَ: لأَنَّهَا صِفَةُ الرَّحْمَنِ فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَقْرَأَ بِهَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم): «أَخْبِرُوهُ أَنَّ اللَّهَ یحِبُّهُ "وفی روایة" حُبُّكَ إیاهَا أَدْخَلَكَ الْجَنَّةَ».
عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) مردی را به عنوان مسئول یک دستة نظامی تعیین فرمود؛ آن مرد نماز را برای همراهانش امامت می‌نمود و قرائتش را در نماز با سورة اخلاص به پایان می‌رساند، هنگامی که برگشتند، موضوع را با نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) در میان گذاشتند. آنحضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «از او بپرسید که چرا چنین می‌کند»؟ از آن مرد علت را پرسیدند؛ او گفت: خداوند در سورة اخلاص توصیف شده است، لذا من دوست دارم که آن را بخوانم. نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم)فرمود: «به او بگویید که خداوند او را دوست دارد». و در روایتی آمده است که فرمود: «چون صفات الهی را دوست داری، وارد بهشت شده‌ای»
- عن معاذ بن أنس (رضی الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وسلم): «مَنْ قَرَأَ: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) عَشْرَ مَرَّاتٍ بنى اللَّهُ لَهُ بَیتًا فِی الْجَنَّةِ "وفی روایة" قَصْراً».
-معاذ بن انس (رضی الله عنه) می‌گوید: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «هرکس سورة اخلاص را ده بار بخواند، خداوند برایش خانه‌ای در بهشت می‌سازد، و در روایتی آمده است که برایش قصری در بهشت می‌سازد»
.
- حدیث عائشة السابق قال (صلی الله علیه وسلم): «نِعْمَ السُّورَتَانِ هُمَا یقْرَآن فِى الرَّكْعَتَینِ
 قَبْلَ الْفَجْرِ (قُلْ یا أَیهَا الْكَافِرُونَ) وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».
از عایشه (رضی الله عنها) چنانچه بیان گردید، روایت است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «چه خوب اند دو سوره‌ای که در دو رکعت قبل از نماز صبح خوانده می‌شوند یعنی سوره‌های کافرون و اخلاص»
.
- عَنْ عَائِشَةَ (رضی الله عنها) «أَنَّ النَّبِىَّ (صلی الله علیه وسلم) كَانَ إِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ كُلَّ لَیلَةٍ جَمَعَ كَفَّیهِ ثُمَّ نَفَثَ فِیهِمَا فَقَرَأَ فِیهِمَا «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» وَ «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» ثُمَّ یمْسَحُ بِهِمَا مَا اسْتَطَاعَ مِنْ جَسَدِهِ یبْدَأُ بِهِمَا عَلَى رَأْسِهِ وَوَجْهِهِ وَمَا أَقْبَلَ مِنْ جَسَدِهِ یفْعَلُ ذَلِكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ»
.
عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: هر شب هنگامی که نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) به رختخوابش می‌رفت، کف‌های دستش را کنارهم قرار می‌داد و سوره‌های اخلاص و فلق و ناس را می‌خواند و در دست‌هایش می‌دمید و تا جایی از بدنش که می‌توانست، دست می‌کشید؛ این کار را از سر و صورت و قسمت جلوی بدنش آغاز می‌نمود، و این عمل را سه بار تکرار می‌کرد
.
- حدیث عبد الله بن خبیب (رضی الله عنه) قَالَ: خَرَجْنَا فِى لَیلَةِ مَطَرٍ وَظُلْمَةٍ شَدِیدَةٍ نَطْلُبُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) لِیصَلِّىَ لَنَا فَأَدْرَكْنَاهُ فَقَالَ: «أَصَلَّیتُمْ». فَلَمْ أَقُلْ شَیئًا فَقَالَ: «قُلْ» فَلَمْ أَقُلْ شَیئًا ثُمَّ قَالَ: «قُلْ» فَلَمْ أَقُلْ شَیئًا ثُمَّ قَالَ: «قُلْ» فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَقُولُ؟ قَالَ: «(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) وَالْمُعَوِّذَتَینِ حِینَ تُمْسِى وَحِینَ تُصْبِحُ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ تَكْفِیكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ».
عبدالله بن خبیب (رضی الله عنه) می‌گوید: در یک شب بارانی و بسیار تاریک، بیرون رفتیم تا از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بخواهیم که نماز را برای ما امامت نماید، هنگامی که به ایشان رسیدیم، فرمود: آیا نماز را خواندید؟ من چیزی نگفتم. فرمود: «بگو» بازهم من چیزی نگفتم، برای بار سوم فرمود: «بگو». گفتم: ای رسول خدا! چه بگویم؟ فرمود: «هنگام صبح و شام سوره‌های اخلاص و فلق و ناس را سه بار بخوان تو را از همه چیز کفایت می‌کنند»
.
تفسیروبیان آیات:
این سوره خداى تعالى را به احدیت ذات و بازگشت ما سوى الله در تمامى حوائج وجودیش به سوى او و نیز به اینكه احدى نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال شریك او نیست مى ستاید، و این توحید قرآنى، توحیدى است كه مختص به خود قرآن كریم است، و تمامى معارف (اصولى و فروعى و اخلاقى ) اسلام بر این اساس پى ریزى شده است.
و این سوره هم مى تواند در مكه نازل شده باشد و هم در مدینه، و آنچه از بعضى از روایات وارده در سبب نزول آن ظاهر است این است كه در مكه نازل شده.
«قل هو الله احد » (1)«بگو» ای‌ محمد صلی  الله علیه وسلم  به‌ آنان «اوست‌ خدای‌ یگانه» یعنی: اگر از بیان‌ نسب ‌خداوند متعال‌ سؤال‌ می‌كنید، بدانید كه‌ او خدایی‌ است‌ یگانه‌؛ در ذات‌، صفات‌ و افعال‌ خود و او هیچ‌ همتا، وزیر، شبیه‌ و شریكی‌ ندارد.
«
الله » از ریشه اله به معنای معبود، اسم برای ذات خداوند است و نامهای دیگر خداوند مانندرحمان ، رحیم ، خالق و قادر دلالت بر صفات یاافعال او می كند.
خداوند در ابتدای سوره اخلاص ، ذات خودرا الله می نامد و آنگاه خود را به احد توصیف می كند. وصف یكتایی خداوند به احد، كه مبالغه آن از واحد بیشتر است ، گواه براین معنی است كه وحدانیت خداوند حقیقت بسیط است و هیچ تركیبی در آن راه ندارد; به همین جهت صفت واحد، برای واحد مركب مانند قوم واحد یا امت واحده به كار می رود. نتیجه اینكه خداوند ذاتی موسم به الله ، به معنای معبودی كه بندگان واله ومتحیر از درك او باشند است ، كه وحدت بسیطدارد و بساطت وحدت آن ذات بدین معنی است كه نمی شود آن احد عقلا هرگز دومی داشته باشد; چون احدیت بسیط، مستلزم كمال مطلق است و كمال مطلق هیچ امری را فاقد نیست تادومی بیاید كه آن را واجد باشد
.
 « الله الصمد » (2)و اوست‌  «الله‌ صمد»  صمد:كسی‌ است‌ كه‌ مردم‌ در برآوردن‌ نیازهای‌ خود به‌ او روی‌ می‌آورند زیرا او بر برآوردن‌ آنها قادر و تواناست‌.
معناى اینكه خدا صمد است اینست كه هر چیزى در ذات و آثار و صفات محتاج او است و او منتهى المقاصد است.
«صمد» در تفسیر مفسران به دو معنا برمی گردد:اول به معنای سخت ، نفوذناپذیر و غیر متغیر ودوم به معنای مرجع و پناه ، مورد نیاز دیگران وبی نیاز از آنان است كه در واقع می توان هر دومعنی را به كمال مطلق ، كه هچ نیاز و تغییری در اونیست ، تفسیر نمود،طوریکه  هر آنچه اراده كند انجام دهد و قادر متعال باشد، به همین جهت ماسوی او به او نیازمند هستند و قوام آنها به ذات اوست ، پس تصور وجود خداوند مانند انسان كه بخورد و بیاشامد و بپوشد و یا مثل او حركت وفعالیت كند، چنانچه بعضی از ادیان خیال كردند،باطل است و ذات و صفات خداوند را نمی توان باذات و صفات انسان مشابه دانست.
حضرت ابن‌عباس‌ رضی الله عنهما می‌گوید:
  صمد، سرور و مولایی‌ است‌ كه‌ در سیادت‌ و آقایی‌ خود به‌ كمال‌ رسیده‌ است‌، شریفی‌ است‌ كه‌ در شرف‌ خود به‌ كمال‌ رسیده‌ است‌، عظیمی‌ است‌ كه‌ در عظمت‌ خود به‌ كمال‌ رسیده ‌است‌، حلیمی‌ است‌ كه‌ در حلم‌ و بردباری‌ خود به‌ كمال‌ رسیده ‌است‌، غنیی‌ است‌ كه‌ در غنای‌ خود به‌ كمال ‌رسیده ‌است‌، جباری‌ است‌ كه‌ در جبروت‌ خود به‌ كمال‌ رسیده ‌است‌، عالمی‌ است‌ كه‌ در علم‌ خود به‌ كمال‌ رسیده‌ است‌، حكیمی‌ است‌ كه‌ در حكمت‌ خود به‌ كمال‌ رسیده ‌است‌ و او الله سبحانه‌ و تعالی‌ است‌. صمد صفتی‌ است‌ كه‌ بجز او برای ‌احدی‌ سزاوار نیست‌ و هیچ‌ كس‌ همتای‌ او نمی‌باشد. زجاج‌ می‌گوید:  صمد، سرور و آقایی‌ است‌ كه‌ سیادت‌ و آقایی‌ به‌ او انجامیده‌ و بالاتر از او هیچ‌ سرور وسالاری‌ وجود ندارد. 
« لم یلد ولم یولد » (4)(كسی‌ را نه زاده‌ و زاده‌ نشده‌ است»‌  یعنی: نه‌ از او فرزندی‌ پدید آمده‌ و نه‌ او خود از كسی‌ زاده‌ شده‌ است‌ زیرا چیزی‌ با او مجانست‌ ندارد تا او از جنس‌ خود همسری ‌برگرفته ‌باشد و ـ العیاذ بالله‌ ـ از آن‌ دو، فرزندی‌ متولد شده‌ باشد. همچنین‌ توالد نشانه‌ فناء است‌ زیرا توالد و تناسل‌ برای‌ آن‌ انجام‌ می‌ گیرد كه‌ جنس‌ یك‌ چیز بعد از فنای‌ پدر و مادر خود باقی‌ بماند در حالی‌ كه‌ نسبت‌ دادن‌ عدم‌ به‌ سوی‌ حق‌ تعالی ‌در گذشته‌ و آینده‌ مستحیل‌ است‌ لذا حق‌ تعالی‌ پدری‌ ندارد تا به‌ وی‌ نسبت‌ داده ‌شود و فرزندانی‌ نیز ندارد تا به‌ او نسبت‌ داده‌ شوند.
خداوند درباره ذات خود می فرماید چنین تصوری باطل است ، زیرا خداوند نه می زاید و نه زاده می شود، بلكه هستی او همواره بوده وخواهد ماند. نه ابتدایی دارد و نه انتهایی ، تمام هستی از اوست و ذات او ازلی و ابدی است .
 قتاده‌ می‌گوید:  مشركان‌ عرب‌ گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدایند یهودیان‌ گفتند: عزیر پسر خداست‌ و نصاری‌ گفتند: مسیح‌ پسر خداست‌  پس‌ خداوند متعال  همه‌ آنان‌ را تكذیب‌ كرد و فرمود: لم یلد ولم یولد  نه‌ او كسی‌ را زاده‌ است‌ و نه‌ هم‌ خودش‌ از كسی‌ زاده‌ شده ‌است‌.
«ولم یکن له کفوا احد » (5)(و هیچ‌ كس‌ او را همتا نیست» یعنی: هیچ‌كس‌ با او هم‌ طراز، مساوی‌، همانند و همتا نیست‌ و هیچ‌كس‌ با او در چیزی‌ مشاركت‌ ندارد. بنابراین‌، در این‌ سوره‌ كریمه:قید (احد) عقیده‌ ثنویت‌ و دوگانه‌ پرستی‌ را ابطال‌ می‌كند.
همچنان  عقیده‌ كسانی‌ را ابطال‌ می‌كند كه‌ بجز خداوند یكتا به‌ وجود آفریدگار دیگری‌ قایلند چه‌ اگر آفریدگار دیگری‌ وجود می‌داشت‌، در آن‌ صورت‌ حق‌ تعالی‌ در نیازها و حاجات‌، یگانه‌ مرجع‌ و مقصود خلق‌ نبود.
بعضی از محققان علوم اسلامی شرك به خداوند را در هشت معنی قابل تصور دانسته اند كه خداوند در سوره توحید آن را نفی فرمودند:
اول و دوم شرك به معنای كثرت و دوگانگی ذات است كه خداوند فرمود: «قل هو الله احد»، سوم و چهارم تغیر و نقص است كه خداوند با آیه «الله الصمد» آن را نفی فرمود، پنجم و ششم معلول و علت ناقص بودن است كه با بیان «لم یلدو لم یولد» آن را نفی كرد، هفتم و هشتم اشكال واضداد است كه خداوند با تعبیر «و لم یكن له كفواحد» آن را نیز نفی فرمود. پس وحدت خداوندوحدت حقیقی ، بسیط و محض است و چنین وجودی تنها برای یك ذات احدی ، ازلی و ابدی قابل تصور می باشد
.
امام‌ رازی‌: می‌گوید:  این‌ سوره‌ در حق‌ خداوند متعال‌، مانند سوره‌ كوثر در حق‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم  است‌ زیرا طعن‌ مشركان‌ بر پیامبر صلی الله علیه وسلم  این‌ بود كه‌ گفتند: محمد ابتر است‌ و بعد از خود فرزند مذكری‌ ندارد و نداشتن‌ فرزند  به‌ پندار آنان‌  عیب‌ بود اما از آنجا كه‌ داشتن‌ فرزند، در حق‌ خداوند متعال‌ عیب‌ و نقصی‌ برای‌ اوست‌ لذا طعن‌ به‌ پیامبرش‌ صلی الله علیه وسلم  را در سوره‌ كوثر رد كرد و طعن‌ در حق‌ خود را در این‌ سوره‌، از این‌ رو در اینجا فرمود: (قل‌: بگو) تا این‌ طعنه‌ را از خودش‌ دفع‌ كند در حالی‌كه‌ در سوره‌ كوثر نگفت: (قل:‌ بگو) بلكه‌ خودش‌ مستقیماً این‌ طعن‌ و عیب‌ را از پیامبرش‌ دفع‌ كرد. در حدیث‌ شریف‌ به‌ روایت‌ بخاری‌ آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند: «لا أحد أصبر علی‌ أذی‌ سمعه‌، من‌ الله‌؛ إنهم‌ یجعلون‌ له‌ ولداً، وهو یرزقهم‌ ویعافیهم: هیچ ‌كس‌ بر آزاری‌ كه‌ شنیده است‌، شكیباتر از خداوندمتعال  نیست‌ زیرا در همان‌ حال‌ كه‌ مشركان‌ برای‌ او فرزندی‌ قرار می‌دهند، او آنان‌ را روزی‌ می‌دهد و عافیتشان‌ می‌بخشد». ( تفسیر انوار القران عبدالرؤف مخلص هروی )
سورهٔ اخلاص معادل یک سوم قرآن کریم است:
برخی از ما چنین تصوری در ذهن خود داریم که  تنها تلاوت کردن الحمدالله شریف وسه بار تلاوت کردن سوره اخلاص شریف ثواب ختم کامل قرآن عظیم الشان  را دارد. وضرورت برای ختم کامل قرآن عظیم الشان دیده نمیشود ، زیرا تنها ثواب تلاوت کردن همین سوره های شریف مساوی به ثواب تلاوت کردن تمام قرآن کریم می باشد.
در جواب باید خدمت این دوستان محترم بعرض برسانیم که :پیامبر صلی الله علیه وسلم صراحتآ نفرمودند که سه بار تلاوت سوره اخلاص یعنی ثواب ختم قرآن! بلکه فرمودند که سوره اخلاص معادل یک سوم قرآن است؛ چنانکه در حدیث آمده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَیَعْجِزُ أَحَدُکُمْ أَنْ یَقْرَأَ فِی لَیْلَةٍ ثُلُثَ الْقُرْآنِ؟» قَالُوا: وَکَیْفَ یَقْرَأُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ؟ قَالَ: «(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) یَعْدِلُ ثُلُثَ الْقُرْآنِ». وفی روایةٍ «إِنَّ اللَّهَ جَزَّأَ الْقُرْآنَ ثَلاَثَةَ أَجْزَاءٍ، فَجَعَلَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ جُزْءًا مِنْ أَجْزَاءِ الْقُرْآنِ». (صحیح مسلم.)یعنی: «آیا یکی از شما نمی‌تواند در یک شب، یک سوم قرآن را بخواند؟ صحابه عرض کردند: چگونه یکی از ما می‌تواند یک سوم قرآن را بخواند؟ فرمود: «سوره اخلاص برابر با یک سوم قرآن می‌باشد». و در روایتی آمده که فرمود: «خداوند عزوجل قرآن را به سه بخش تقسیم ‏نموده است و سورة اخلاص یکی از بخش‌های سه‌گانة قرآن می ‌باشد»‏.
و علمای بزرگوار اسلام فرموده اند: زیرا تمام‌ قرآن‌ کریم‌، شرح‌ و بیان‌ اصولی‌ است‌ که‌ در این‌ سوره‌ به‌ اجمال‌ ذکر شده ‌است‌ و نیز از آن‌‌روی‌ که‌ اصول‌ عام‌ و کلی‌ شریعت‌ اسلام‌ سه‌ چیز است: توحید، بیان‌ حدود واحکام‌ و بیان‌ اعمال‌ و این‌ سوره‌ به‌ تنهایی‌ عهده‌ دار بیان‌ توحید و تقدیس‌ حق‌ تعالی ‌گردیده ‌است‌. « انورالقرآن».
اما ممکن است کسی (مانند سوال کننده) بگوید: اگر تلاوت سوره اخلاص معادل یک سوم قرآن است؛ پس قرائت سه بار آن ثواب کل قرآن را دارد، لذا از قرائت دیگر سوره ها بی نیاز می شویم!
سوال مشابهی از علمای هیئت دائمی افتاء شد که ما در اینجا سوال و جواب مذکور را بیان می کنیم:
سوال: اگر قرائت سه بار سوره اخلاص معادل ثواب قرائت قرآن است، آیا اگر مسلمانی تلاوت قرآن را ترک کند و تنها این سوره را بخواند، گناهکار خواهد شد؟
جواب فرمودند: «در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده که سه بار فرمودند: «
 الدین النصیحة» یعنی: «دین، نصیحت است»، به ایشان گفتند: نصیحت برای چه کسی ای رسول خدا؟ فرمود: «لله ولکتابه ولرسوله ولأئمة المسلمین وعامتهم»  یعنی: نصیحت برای خدا و برای کتابش و رسولش و برای ائمه مسلمانان و عموم مردم.
و نصیحت برای کتاب خداوند؛ بوسیله تلاوت آن و تدبر در آیاتش و پند گرفتن از مواعظ آن و تجاوز نکردن از حدود آن بوسیله اطاعت از اوامر خدا و دوری از نواهی آن حاصل می شود.
و تردیدی نیست که اکتفا به قرائت سوره اخلاص بتنهایی بدون تلاوت دیگر سوره های قرآن، موافق با نصیحت برای کتاب خدا نیست، و کسی که تنها آن سوره را بخواند نمی تواند به: نصایح، و افزایش ایمان ( در اثر تلاوت قرآن)، و آشنایی با احکام حلال و حرام
  و واجب و مسنون و مکروه آن، و نیز مزین شدن به ادب و اخلاق قرآنی دست یابد. و کوتاهی یک مسلمان در این موارد بعنوان مجازات وی بخاطر ترک تلاوت قرآن کافیست! (یعنی کسی که تلاوت قرآن را ترک کند، از این موارد محروم خواهد شد و خود را مستحق سرزنش می کند) و پیامبر صلی الله علیه وسلم با وجود آنکه فضیلت این سوره را می دانستند که برابر یک سوم قرآن است، و بدون شک بر اجر و ثواب بیشتر از ما حریص تر و مشتاق تر بودند، اما تنها به تلاوت این سوره اکتفاء نکردند، بلکه دیگر سوره ها را نیز تلاوت می کردند و بر آن مداومت داشتند، و خداوند تبارک و تعالی فرموده اند: « لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» الأحزاب/21‏. یعنی: «براستی که در سیرت و روش رسول خدا برای شما الگو و سرمشق خوبی است». (‏ فتاوی اللجنة الدائمة  (4/29-30)
‏شیخ عبد الرزاق عفیفی ، شیخ عبد الله بن غدیان ، شیخ عبد الله بن همانگونه که در فتوای هیئت دائمی افتاء ذکر شده؛ پیامبر صلی الله علیه وسلم تنه به تلاوت سوره اخلاص کفایت نکردند، و هیچگاه به اصحابش نفرمودند که بجای تلاوت و ختم قرآن، تنها سه بار سوره اخلاص را بخوانید! و ما نیز باید تابع سیرت و سنت نبوی و یارانش باشیم و خود را از قرائت سوره های مختلف قرآن ( که هریک دربرگیرنده مواعظ و نصایح و قواعد شرعی است ) محروم نکنیم تا خدای متعال قلب ما را مملو از نور هدایت کند، و با شناخت آیات خداوندی، راه مستقیم وی را بیابیم و بر آن قدم برداریم.
ابن عمر رضی الله عنه می‌گوید : رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «یُقَالُ لِصَاحِبِ الْقُرْآنِ إذا دَخَلَ الْجَنَّةَ اقْرَأْ وَارْقَ وَرَتِّلْ کَمَا کُنْتَ تُرَتِّلُ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّ مَنْزِلَتَکَ عِنْدَ آخِرِ آیَةٍ تَقْرَؤُهَا». «هنگامی که صاحب قرآن، وارد بهشت شود، به او می‌گویند: قرآن بخوان و بالا برو همان گونه که در دنیا با ترتیل، قرآن می‌خواندی؛ زیرا منزلت تو نزد آخرین آیه‌ای است که آن را تلاوت می‌کنی». روایت احمد با سند صحیح و (صحیح سنن أبی داود).
پس هرکس سوره های بیشتری از قرآن را حفظ و تلاوت کند، منزلت وی نیز در قیامت بالاتر خواهد رفت، اما کسی که تنها به حفظ و تلاوت یک سوره اکتفاء کند، از این فضل محروم می ماند، جدا از اینکه از بسیاری از معارف قرآنی بی نصیب می ماند.
أبوموسی أشعری رضی الله عنه می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِی یَقْرَأُ الْقُرْآنَ کَمَثَلِ الأُتْرُجَّةِ، رِیحُهَا طَیِّبٌ وَطَعْمُهَا طَیِّبٌ، وَمَثَلُ الْمُؤْمِنِ الَّذِی لاَ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ کَمَثَلِ التَّمْرَةِ لاَ رِیحَ لَهَا وَطَعْمُهَا حُلْوٌ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِی یَقْرَأُ الْقُرْآنَ مَثَلُ الرَّیْحَانَةِ، رِیحُهَا طَیِّبٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ الَّذِی لاَ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ کَمَثَلِ الْحَنْظَلَةِ، لَیْسَ لَهَا رِیحٌ وَطَعْمُهَا مُرٌّ». صحیح بخاری و مسلم. یعنی: «مؤمنی که قرآن می‌خواند و به آن، عمل می‌کند مانند ترنجی است که طعم خوبی دارد و هم از بوی خوشی برخوردار است. و مؤمنی که قرآن نمی‌خواند ولی به آن، عمل می‌کند مانند خرمایی است که طعمش شیرین است ولی بویی ندارد. و مثال منافقی که قرآن می‌خواند، مانند ریحانی است که بویش خوب ولی طعمش تلخ است. و مثال منافقی که قرآن نمی‌خواند، مانند حنظله است که هم طعمش تلخ یا ناپاک است و هم بوی تلخی دارد».
پس هرآنکس کتاب خدا را بیشتر تلاوت کند، بر علم و آگاهی وی نسبت به شریعت خداوند بیشتر می شود، و هرکس علم و آگاهی او بیشتر شود، عملش بیشتر خواهد شد، و به هدایت نزدیکتر می شود.
نکته ی مهم دیگری که باید مد نظر داشت؛ اینست که مابین (جزاء) و (إجزاء) تفاوت است، جزاء یعنی اجر و پاداشی که خدای متعال بابت عبادت و طاعتش می دهد، و إجزاء یعنی چیزی را کفایت کردن بجای دیگری و بی نیاز شدن از آن.
و درست است که قرائت سوره اخلاص ثواب و پاداش (جزاء) یک سوم قرآن را دارد (جزاء قراءة ثلث القرآن)، ولی جایگزین قرائت یک سوم از قرآن نمی شود و تلاوت آنرا بی نیاز نمی گرداند (لا تجزئ عن ثلث القرآن).
و لذا  بعنوان مثال اگر کسی نذر کند که یک سوم قرآن را تلاوت کند، او نمی تواند تنها با قرائت سوره اخلاص به نذرش وفا کند! زیرا قرائت سوره اخلاص در ثواب و پاداش معادل یک سوم قرآن است نه در إجزاء و تلاوت یک سوم قرآن.
و یا بعنوان مثال کسی که در نمازش سه بار سوره اخلاص را بخواند، این سه بار قرائت جایگزین خواندن سوره فاتحه در نمازش نمی شود، با وجود آنکه به وی اجر و پاداش تلاوت کامل قرآن داده می شود ولی باز بر وی واجب است که سوره فاتحه را در نمازش بخواند، زیرا جایگزین تلاوت فاتحه در نماز نمی شود.
مثال ساده دیگر برای فهم فضیلت سوره اخلاص:
در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد شده که اجر و ثواب نماز در مسجد الحرام معادل یکصد هزار نماز در دیگر مساجد است، آیا با این حساب کسی از این حدیث چنین برداشت می کند که: نیازی به خواندن نماز در طول ده ها سال نیست! زیرا خواندن یک نماز در مسجدالحرام معادل صد هزار نماز است؟! پس اگر یک نماز در مسجد الحرام خوانده شود، دیگر نیازی به خواندن سایر نمازها نیست!
درحالیکه این فهم و برداشت را هیچکسی از این حدیث نمی کند، بلکه چنین می فهمد که خواندن نماز در مسجدالحرام فضیلت زیادی دارد و لذا می کوشد که در آن مکان نماز بگذارد، اما سایر نمازهایش را ترک نمی کند.
تلاوت سوره اخلاص نیز همینگونه است؛ یعنی کسی نمی تواند بگوید: قرائت سه بار سوره اخلاص مرا از قرائت کل قرآن بی نیاز می گرداند، زیرا اجر هر بار تلاوت آن معادل یک سوم قرآن است. بلکه باید چنین بفهمد که تلاوت این سوره کوچک را نباید دست کم و کوچک شمرد، بلکه بر تلاوت آن حریص باشد و هر شب آنرا بخواند تا اجر و ثواب زیادی نصیب خود نماید، و این براستی فضل الهی است که این عبادت آسان را برای ما پر ارزش کرده است ولله الحمد.
پس هر مسلمانی باید نسبت به تلاوت و حفظ قرآن و تمامی سوره های آن مبادرت ورزد و از سستی و تنبلی بدور باشد، و اگر قرار باشد تمام مسلمانان بجای قرائت قرآن تنها به تلات سه بار سوره اخلاص کفایت کنند، در آنصورت قرآن مهجور خواهد شد و قطعا هدف شارع حکیم و پیامبر صلی الله علیه وسلم هیچگاه مهجور شدن قرآن نبوده است.
و پیامبر صلی الله علیه وسلم در روز قیامت از امت خود بخاطر مهجور ساختن قرآن شکایت می کند. «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (فرقان 30).  یعنی:
 و پیامبر میگوید: «پروردگارا! قوم من این قرآن را رها نموده و از آن دوری کردهاند».‏
تداوی با سوره اخلاص :
در این هیچ جای شک نیست که قرآن عظیم الشان نسخه کاری برای تداوی امراض بشمار می رود.  قرآن عظیم الشان ، وحی الهی و كتاب دین و عقیده و توحید و نسخه كامله تداوی  دردهای اجتماعی وكتاب حكمت و بشارت و موعظه و هدایت ودر‌ كل، كتاب حیات و زندگی و راهنمای راه كمال دنیا و آخرت و عروج به معارج بلند انسانی و روحانی است.
قرآن
عظیم الشان  نسخه‌ای بی‌بدیل و شفابخش برای نجات جوامع بشری و اصلاح روش‌ های زندگی است و به استوارترین راه رهنمون می‌شود.
« إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ »(سوره اسراءآیه 9 ) (این قرآن ، به راهی که استوار ترین راه هاست ، هدایت می کند ».
قرآن پیش از اینكه كتاب چهارده قرن گذشته باشد، كتاب این عصر و عصرهای آینده است و احترام به آن، التزام به دستورات قرآن و به‌کار بستن تعالیم آن است.
شفا بودن قرآن فقط برای کسانی است که ایمان آورده و جزء ظالمین نباشند؛ که البته میزان ایمان شنونده ی آن نیز، در میزان کسب آرامش از قرآن کریم بسیار موثر است و همچنین عدم ایمان به آن نیز نتیجه ی عکس می دهد
:«  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یتَوَكَّلُونَ»( سوره  انفال/2) (مؤمنان همان كسانى‏ اند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توكل مى‏ كنند).
و در مقابل كسانی كه ایمان به خدا ندارند هیچ بهره و آرامش و افزایش ایمانی را از استماع آیات نخواهند داشت
:«  وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یقُولُ أَیكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یسْتَبْشِرُونَ» ( سوره  توبه/124)   و چون سوره ‏اى نازل شود از میان آنان كسى است كه مى ‏گوید این ( سوره)  ایمان كدام یك از شما را افزود اما كسانى كه ایمان آورده ‏اند بر ایمانشان مى‏ افزاید و آنان شادمانى مى ‏كنند»
خواندن سوره اخلاص و معوذتین (فلق و ناس) و فاتحه و دیگر سوره های قرآنی بر مریض از دعاهای جایز است که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن را انجام داده و صحابه اش وقتی این کار را کرده اند آنها را تأیید کرده است.
بخاری و مسلم از عائشه روایت می کنند که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مرضی که به وفات ایشان انجامید معوذات (سوره اخلاص و معوذتین) را بر خود می خواند.
عائشه می گوید: وقتی پیامبر مریضی  اش شدت گرفت و نمی توانست این سوره ها را بخواند، من آنها را می خواندم و ایشان را دم می کردم و دست ایشان را بر بدنش می کشاندم» معمر می گوید: از امام زهری پرسیدم پیامبر چگونه دم می کرد؟ او گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم
  بر دستهای خودش دم می کرد و سپس دستهایش را بر چهره اش می مالید»  ( بخاری (5735) و أطرافه فی (2276) مسلم (2192)
 بخاری از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت می کند که افرادی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بر قبیله ای از قبیله های عرب وارد شدند، آنها اصحاب را پذیرائی نکردند، در همین اثنا ماری سردار قبیله را گزید، آنها به اصحاب گفتند: آیا شما دارو یا دعا خوانی همراه دارید، گفتند: شما ما را مهمانی نکردید، و تا وقتی که برای ما مزدی مقرر نکنید برایتان دعا نمی خوانیم، آنگاه آنها تعدادی گوسفند را به عنوان مزد برای آنها مقرر کردند، آنگاه یکی از اصحاب سوره فاتحه را خواند و همراه با آب دهانش بر آن بیمار دم می کرد و او بهبود  یافت، آنها گوسفندان را آوردند و به اصحاب تحویل دادند، اصحاب گفتند از آن استفاده نمی کنیم تا وقتی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسیم، وقتی که نزد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آمدند، از ایشان سؤال کردند، پیامبر خندید و فرمود:« وَ مَا أَدْرَاکَ أَنَّهَا رُقْیَةٌ خُذُوهَا وَاضْرِبُوا لِی بِسَهْمٍ» «چطور دانستی که سوره فاتحه دعا است، گوسفندان را بردارید و سهمیه ای از آن به من هم بدهید ».بخاری (5736)، مسلم (2201).
در حدیث اول ذکر شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مریضی  اش بر خود برخی از سوره ها را می خواند، و در حدیث دوم ثابت است که پیامبر صلی الله علیه   وسلم عمل صحابه را تأیید کرد. 
رقی چیست :
رقی جمع رقیه است و آن خواندن اوراد و دمیدن در آن بمنظور شفا یافتن و سلامتی کسب کردن است. فرقی نمی کند از قرآن کریم یا از دعاهای مأثور پیامبر باشد.
حکم آن: جایز است. از عوف بن مالکت روایت است که گفت:« کُنَّا نَرْقِی فِی الْجَاهِلِیَّةِ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ تَرَی فِی ذَلِکَ فَقَالَ اعْرِضُوا عَلَیَّ رُقَاکُمْ لَا بَأْسَ بِالرُّقَی مَا لَمْ یَکُنْ فِیهِ شِرْکٌ» ( صحیح مسلم (2200) .«ما در زمان جاهلیت رقیه می کردیم. گفتیم: ای رسول خدا آن را چگونه می بینی؟ فرمود: رقیه هایتان را برایم وصف کنید اگر در آن شرک نباشد اشکالی ندارد» و از انس بن مالکت روایت است که گفت:« رَخَّصَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فِی الرُّقْیَةِ مِنْ الْعَیْنِ وَالْحُمَةِ وَالنَّمْلَةِ» صحیح مسلم (2196) .
«رسول الله صلی الله علیه وسلم اجازه رقیه را برای عین، حمه و نمله داده است».
(‏«العین». ‏
 یعنی کسی که به اذن خداوند با چشمش به دیگری ضرر می رساند. «الحمة» همان سم است در تمام چیزهایی که سم وجود دارند مانند نیش مار، عقرب یا مانند اینها اجازه رقیه داده شده است. «النملة».جراحتی که از پهلو خارج می شود )
و از جابر بن عبداللهت روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ اسْتَطَاعَ أَنْ یَنْفَعَ أَخَاهُ فَلْیَفْعَلْ»
 صحیح مسلم (2199) .«هرکس می تواند که به برادرش نفع برساند پس این کار را انجام دهد». و از عائشهک روایت است:« کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا اشْتَکَی مِنَّا إِنْسَانٌ مَسَحَهُ بِیَمِینِهِ ثُمَّ قَالَ أَذْهِبْ الْبَاسَ رَبَّ النَّاسِ وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِی لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُکَ شِفَاءً لَا یُغَادِرُ سَقَمًا» صحیح بخاری (5743) ، وصحیح مسلم (2191) .
«هنگامی که یکی از ما از دردش به رسول الله صلی الله علیه وسلم شکایت می کرد با دست راستش آن را مسح می‌نمود سپس می فرمود: ای پروردگار مردم! مریضی اش   را برطرف ساز و چنان شفایی عنایت کن که هیچگونه مریضی باقی نماند. چرا که تو شفا دهنده هستی و هیچ شفایی، بجز شفای تو وجود ندارد».

شرطهای آن:
برای جایز بودن و درستی رقیه  سه شرط لازم است:
اول اینکه:
معتقد نباشد که آن چیز به ذات خود بدون اذن خداوند به او نفع می رساند. اگر معتقد باشد که آن بدون اذن خداوند و به ذات خودش به او نفع می رساند آن حرام است بلکه آن شرک است. باید معتقد باشد که آن سبب بدون اذن خداوند به او نفعی نمی رساند.

دوم اینکه:
 به چیزی نباشد که مخالف شریعت خداوند باشد مانند اینکه محتوی دعا نباید درخواست از غیر خداوند یا استغاثه از جن و آن چیزی هایی که شبیه آن است باشد که اگر اینگونه باشد حرام است بلکه شرک می باشد.
سوم اینکه:
دارای مفهوم و معنی معلومی باشد اگر از نوع طلسم یا سحر باشد در این صورت جایز نیست. از امام مالک- سؤال شد: آیا مرد می تواند رقیه کند و از او درخواست رقیه نمود؟ امام فرمود: اگر با کلام پاک باشد اشکالی ندارد.

رقیه ممنوع :
 تمام رقیه هایی که در آن شرطهای گفته شده وجود نداشته باشد مانند اینکه رقیه کننده یا کسی که برایش رقیه می شود معتقد باشد که آن به ذات خود به او نفع می‌رساند و تأثیر دارد؛ یا اینکه مشتمل بر کلمات شرکی و توسلهای کفری و کلمات بدعی و مانند اینها باشد یا با کلمات نامفهوم مانند طلسم و چیزهایی مانند اینها باشد حرام و ممنوع می باشند.

 

صدق الله العظیم و صدق  رسوله نبی الکریم.

  

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست :
معلومات مؤجز
ترجمه آیات
محتوا   سوره 
شأن نزول سوره
 اخلاص 
فضیلت  سوره اخلاص
تفسیروبیان آیات
سوره اخلاص معادل یک سوم قرآن است
تداوی با سوره اخلاص 

رقی چیست 
شروط رقیه
رقیه ممنوع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مأخذ های عمده:
- تفسیر وبیان کلمات قرآن کریم (تالیف شیخ حسنین محمد مخلوف واسباب نزول علامه جلال الدین سیوطی ترجمه از عبد الکریم ارشد فاریابی
- تفسیر انوار القرآن - نوشته: عبدالرؤ
ف مخلص هروی
 -
فیض  الباری شرح صیح البخاری  داکتر عبد الرحیم فیروز هروی
- تفسیر طبری - امام المفسرین 
- تفسیر المیزان
- تفسیر پرتوی از قران
- تفسیر تفسیر القرآن الکریم - ابن کثیر (متوفی سال 774 هـ)

- امام سیوطی کتاب   »اسباب النزول  »
- مفردات الفاظ القرآن،از راغب اصفانی
- جلوه های از اسرار قرآن مهندس حکمتیار
- تفسیر معارف القران  مولف حضرت علامه مفتی محمد شفیع عثمانی  دیوبندی مترجم مولانا محمد یوسف حسین پور 
- تفسیر فی ظلال القرآن/ سید قطب (متوفی سال 1387 هـ)
- تفسير نور تألیف دکتر مصطفی خرّم دل
- تفسیر کابلی
- صحیح مسلم
- صحیح البخاری

 

 برای مشاهده دیگر تفاسیر بر روی سوره های زیر کلیک کنید.

 

تفسیر احمد سوره نبأ

تفسیر احمد سوره نازعات

تفسیر احمد سوره  عبس

تفسیر احمد سوره تکویر

تفسیر احمد سوره انفطار

تفسیر احمد سوره مطففین

تفسیر احمد سوره انشقاق

تفسیر احمد سوره بروج

تفسیر احمد سوره طارق

تفسیر احمد سوره اعلی

تفسیر احمد سوره غاشیه  

تفسیر احمد سوره فجر

تفسیر احمد سوره بلد

تفسیر احمد سوره شمس

تفسیر احمد سوره لیل

تفسیر احمد سوره ضحی

تفسیر احمد سوره شرح

تفسیر احمد سوره تین

تفسیر احمد سوره علق

تفسیر احمد سوره قدر

تفسیر احمد سوره بینه

تفسیر احمد سوره زلزله

تفسیر احمد سوره عادیات

تفسیر احمد سوره قارعه

تفسیر احمد سوره تکاثر

تفسیر احمد سوره عصر

تفسیر احمد سوره همزه

تفسیر احمد سوره فیل

تفسیر احمد سوره قریش

تفسیر احمد سوره ماعون

تفسیر احمد سوره کوثر

تفسیر احمد سوره کافرون

تفسیر احمد سوره نصر

تفسیر احمد سوره مسد

تفسیر احمد سوره اخلاص

تفسیر احمد سوره فلق

تفسیر احمد سوره ناس 

 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی