close
تبلیغات در اینترنت
تفسیر احمد سوره انفطار

xo3h_انفطار.jpg

تفسيراحمد سوره انفطار

تتبع و نگارش : الحاج امين الدين «سعيدي  سعيد افغاني»

مهتمم و ديزاين: الحاج سليم عابد «پيمان»

سوره الانفطار

اين سوره در  »مكه »  نازل شده و داراى 19 آيه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ ﴿١ وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انْتَثَرَتْ ﴿٢ وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ﴿٣ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿٤ عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿٥ یَا أَیُّهَا الإنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ﴿٦ الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ ﴿٧فِی أَیِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ ﴿٨ کَلا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ ﴿٩ وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ ﴿١٠ کِرَامًا کَاتِبِینَ ﴿١١ یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ﴿١٢ إِنَّ الأبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ ﴿١٣ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ ﴿١٤ یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ ﴿١٥وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ ﴿١٦ وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ ﴿١٧ ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ ﴿١٨ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئًا وَالأمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ ﴿١٩

 

برای دانلود نسخه  pdf  اینجا کلیک کنید.

معلومات مؤجز:
نام این سوره « الانفطار » ( درزبر داشتن ) است که این  نام از اولین  آیهٔ این سوره گرفته شده است.
سوره
ٔ «الانفطار » مکی است، دارای (1) رکوع، (19 ) نوزده آیت، (70 ) هفتاد کلمه، (334 ) سه  صدوسی وچهارحرف  و (154 ) یکصدو و پنجاه و چهار نقطه است.  در اولین آیات این سوره در باره حوادث بزرگ روز قیامت چون در هم شکستن آسمان، پراگنده شدن ستاره ها، شگافتن قبر ها وبر خاستن مرده ها از گور ها بحث بعمل آمده است . سپس نمودار شدن عملگرد های انسانرا به نمایش می گذارد ومتصل آن انسان فریب خورده ای که پروردگارش را فراموش کرده واز ملاقات باوی سبحانه وتعالی انکار می کند ، با صیغه حیرت آوری مورد خطاب قرارداده از او می پرسد : چه چیزی ترا نسبت به آفریدگار مهربانت فریفته ؟همانکه تر متوازن ومتعادل .در شکل و صورت زیبا آفرید ؟ چگونه گمان می کند که پروردگارش روز باز پرسی تعیین نکرده ، به عملگرد هایش نرسد وپاداش را ندهد ؟ در پایان  سوره جایگاه نیکو کاران وانجام بد کاران وچگونگی روز مکافات ومجازات را ترسیم وبه بیان می پردازد .
اسباب نزول آیه (6):
ابن ابو حاتم از عکرمه در مورد آیه (6 ) سورهٔ الانفطار می نویسد که :آیه«یا أَیهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ»  در باره أبی بن خلف نازل شده است.
اُبى ‌بن خلف ‌بن وهب‌ بن حذافة بن ‌جمح، اصلا از قبیله قریش، شاخه  بنى‌جمح ویکی از دشمنان سرسخت محمد صلی الله علیه وسلم بود.
اُبى ‌بن خلف و برادرش امیه، از جمله اشراف قریش در جاهلیت بودند كه در دشمنى با محمد  صلى الله علیه وسلم  و مسلمانان، بر دیگران سبقت می جستند.
م
ؤرخین می نویسند :آنچه در زندگانى اُبى دیده مى‌شود، سراسر تكبُّر و سركشى است مورخین می افزایند:وقتى امیه یكى از بردگانش را شكنجه مى‌كرد، اُبى مى‌گفت: عذابش را افزون ‌كن .
كینه‌ ورزى و دشمنى اُبى با رسول الله صلی الله علیه وسلم از ابتداى بعثت آشكار است. وى و گروهى از سران شرك به دیدار ابوطالب شتافته، وخواستار قطع  دعوت  رسول ‌الله  صلی الله علیه وسلم به توحید شدند .
دشمنی اُبی خلف با رسول‌الله صلی الله علیه وسلم به حدی بود ، هر گاه که رسول الله را در مکه میدید میگفت :«اسبم را نیک پرورش می‌دهم تا سوار بر آن تو را بکشم »
او یکی از جمله سران مشرکین بود که ،  در جلسه دار النده که برای بقتل رساند پیامبر صلی الله علیه وسلم تدویر یافته بود ، شرکت کرد ، وکمر به قتل پیامبر صلی الله علیه وسلم بست .
م
ؤرخین می افزایند: اُبى، جان و مالش را بر سر دشمنى با رسول الله  نهاد و از ‌جمله اطعام‌ كنندگان سپاه شرك در غزوه بدر بود او که بر کشتن پیامبر اسلام قسم یاد کرده بود ، در جنک احد، فریاد برآورد:ای محمد! تو را  زنده نمی مانم  وبه گفتن همین کلمه بر پیامبر صلی الله علیه وسلم حمله اور شد، که در نهایت  بقتل رسید.
وجه‌ تسمیه:
 این‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ « الانفطار» نامیده‌ شد كه‌ با این‌ فرموده ‌حق‌ تعالی: « إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ »  آغاز وافتتاح‌ شده‌ است‌.
سوره
ٔ انفطار، اولآ از انقلاب کونی سخن‌ می‌گوید كه‌ در روز قیامت‌ پدید خواهد آمد سپس‌ انسان‌ ناسپاس‌ در آن‌ مورد هشدار و سرزنش‌ قرار می‌گیرد و در نهایت‌ هم‌ علت‌ انكار منكران‌ بیان‌ می‌شود.
فضیلت‌ سوره الانفطار:
 نسائی‌ از جابر رضی الله عنه روایت‌ كرده ‌است‌ كه‌ فرمود: که حضرت معاذ ملاامام  مردم‌ بود و نماز را طولانی‌ كرد. در این‌ اثنا یكی‌ از افرادی‌ كه‌ به‌ او اقتدا كرده‌ بود، نماز خود را از جماعت وی قطع،و‌ به‌ گوشه‌ مسجد رفت‌، به‌ تنهایی‌ ادای نماز پرداخت وبعد از ختم نماز بطوری انفرادیاز مسجد بیرون‌ شد. چون‌ این‌ خبر به‌ معاذ رسید، گفت: فلان‌ شخصی ‌است‌ منافق‌. پس‌ قضیه‌ را به‌ رسول‌ الله ‌‌ صلّی الله علیه و سلّم در میان گذشتند.  پیامبر  صلّی الله علیه وسلّم آن شخص را خواست وعلت اینکه ‌ چرا نمازش‌ را در پشت‌ سر امامت حضرت معاذ رها كرده‌ است‌؟ او گفت: یا رسول‌الله! من‌ آمدم‌ كه‌ پشت‌ سر وی‌ نماز بگزارم‌ اما وی‌ نماز را بر من‌ طولانی‌ كرد، بناچار بازگشته‌ در گوشه‌ مسجد نماز گزاردم‌ و رفتم‌ كه‌ به‌ شترم‌ علف‌ بدهم‌. پس‌ رسول‌ الله  صلّی الله علیه  و سلّم به‌ حضرت معاذ فرمودند: «أفتان‌ أنت‌ یا معاذ؟ أین‌ كنت‌ عن‌ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ‏ و وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ‏ و إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ‏: ای‌ معاذ! آیا تو فتنه‌گری‌؟ كجا بودی‌ از خواندن‌ سوره‌های: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى و وَالضُّحَى ‏ و إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ و وَاللَّیلِ إِذَا یغْشَى ‏ » یعنی: چرا از این‌ سوره‌های‌ متوسط بر آنان ‌نمی‌خوانی‌ كه‌ در كار دین‌ به‌ ملال‌ نیفتند و از نماز دلتنگ‌ نشوند زیرا اگر چنین ‌شود، از دین‌ دلتنگ‌ گشته‌ و به‌ فتنه‌ درافتاده‌اند.
ترجمهٔ مختصر:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌
به نام الله بخشنده مهربان
»إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ » (1) ‏( وقتیکه آسمان بشکا فد).
«وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ‏» (2) «ووقتیکه که ستار گان فروریزند ).
« وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ‏»(3) « ووقتی که بحر ها به جوش آمد روان گردند ).
«وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ »(4)‏ «و وقتی که قبرها شکافته شوند ).
«عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ » (5)‏ «هر کس بداند که چه چیز پیش فرستاده  وموخر گذشته ).
«یا أَیهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ» (6)‏ «ای انسان! چه چیزی تو را (نسبت) به پروردگار بزرگوارت فریفت؟».
«الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ‏» (7) «خدایی که تو را آفرید آن‌گاه استوارت ساخت سپس (آفرینش تو را) معتدل گرداند».
«فِی أَی صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ » (8)  (‏«و آن‌گاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد».
«كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّینِ ‏» (9 )« نه چنین نیست بلکه دین را تکذیب می کنید ».
« وَإِنَّ عَلَیكُمْ لَحَافِظِینَ ‏» (10 )( در حالیکه بی‌گمان نگهبانانی بر شما گمارده شده‌اند».
« كِرَاماً كَاتِبِینَ » (11 )« نویسندگانی بزرگواری ».
« یعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ‏»(12 )  (  که هر چه می کنید  می دانند ).
« إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ‏ » (13 )( بی گمان که نیکو کاران در نعمت های برین باشند)
«وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ » (14 )  (وبد کاران در انبار آتشین ).
« یصْلَوْنَهَا یوْمَ الدِّینِ » (15 )(‏در روز جزا به آن درمی‌آیند).
«وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ ‏ » (16 )  (وهر گز غائب شونده  ء از آن نبا شند )
«وَمَا أَدْرَاكَ مَا یوْمُ الدِّینِ ِ» (17 )(‏«و تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟».
«‏ ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا یوْمُ الدِّین »(18 )  ( باز تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟ ) .
«یوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیئاً وَالْأَمْرُ یوْمَئِذٍ لِلَّهِ » (19 )(‏ روزی که هیچ کسی برای دیگران نمی‌تواند کاری بکند و در آن ورز فرمان، فرمان خدا است».
آشنایی با سوره: 
محتوی  اساسی این سوره  بر محور مسائل مربوط به روز  قیامت  دور می زند، وبحث آن  در  پنج موضوع اساسی خلاصه می گردد:
1-
  گوشه ای از سختیهای آن روز بزرگ.
2-
  سرنوشت نیكان وبدان در روز قیامت.
3-
  توجه انسان به نعمتهای خداوند كه سراسر وجود او را فراگرفته است.
4-
  اشاره به فرشتگانی كه مأمور ثبت اعمال انسانها هستند.
5-
  حوادث عظیمی كه در پایان جهان ودر آستانة قیامت رخ می دهد.
تفسیر سوره:
»إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ » (1)‏( وقتیکه آسمان شکافته شود ).
«وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ‏» (2)« ستارگان پراکنده شوند (و فرو ریزد).
یگی از نشانه
 هاى پایان جهان   وبر پا شدن قیامت ،دگرگون شدن نظام کواکب نظام شمسی و شکافتن   ودرز ، بر داشتن آسمانى است که در آیات کثیری از قرآن عظیم الشان  به این موضوع ، اشاره شده و تعبیرات مختلفى درباره آن دیده مى شود.
گاه این تعبیرات به لفظ  «انشقاق» بعمل آمده : « اِذَ السَّماءُ انْشَقَّتْ): « هنگامی‌که آسمان شکافته شود. (سوره انشقاق 1)
نظیر همین معنا در آیه 16 حاقّه نیز آمده است: «وَانْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِىَ یَوْمَئِذ واهِیَةُ): «و آسمان ها از هم شکافته مى شوند و سست مى گردند، فرو مى ریزند»
در آیه 25 سوره فرقان، همین معنا با مختصر تفاوتى منعکس است: « وَ یَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ): «به خاطر بیاور روزى را که آسمان با ابرها از هم شکافته مى شود! )
منظور از «سماء» در این آیات کرات آسمانى است که در پایان جهان بر اثر انفجارهاى پى درپى از هم شکافته مى شود، ولى در این که منظور از شکافته شدن با «ابرها» چیست؟ این احتمال وجود دارد که منظور همراه بودن متلاشى شدن آسمان ها با پیدایش ابرهاى سنگینى است که از گرد و غبار آنها حاصل مى شود .
« وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ‏»(3)« ووقتی که بحر ها  به جوش آمد روان گردند ).
«وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ »(4)‏«و وقتی که قبرها شکافته شوند ).زمانیکه قبر ها شگا فته شود ومرده ها از قبر های شان بیرون آیند ،هرشخص کردار گذشته وآینده خود را خواهد دانست ، هر کی در هر جا دفن شده بود از همانجا بر می خیزد وبسوی محشر در حرکت  می افتد. مقتضای این وقایع ، اینست که انسان از خواب غفلت بیدار شود .
«عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ » (5)(در آن هنگامی) هرکس خواهد دانست آنچه را که پیش فرستاده و آنچه را که باز پس داشته است)
در آنرزو عملکرد ها ی انسان بدون کم وکاست ، بطور دقیق وبا ارائه زمان ومکان وچگونگی هر عملی در جلوش به نمایش گذاشته می .
«یا أَیهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ» (6)ای انسان! چه چیزی تو را (نسبت) به پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟
دراین آیه متبرکه:بعد از اینکه بحث  درباره معاد بعمل امد ، مبحث دیگری را پروردگار باعظمت ما با بسیار شکل عالی مطرح، و میخواهد انسان را از خواب غفلت بیدارساخته وتوجه واهتمام اورا به مسولیت های او در برار خداوند جلب مینماید.
مفسرین می نویسند در این آیه توجه انسان ، به مسؤولیت هایش در برابر خداوند،نخست او را مخاطب ساخته ، و با یك استفهام توبیخى شدید و در عین حال توام بانوعى لطف و محبت مى فرماید:  «اى انسان ! چه چیز تو را در برابر پروردگار كریمت مغرور ساخته »؟
غرور یا خودفریفتگی به این معنا است كه انسان به آنچه دارد از كمالات و امكانات بسنده كند و خویش را كامل و رسیده بداند و از حركت برای یافتن و دانستن و بكاربستن باز ماند و دچار سكون شود.
غرور به معنی فریفتگی به داشته ها و جذابیت های غیر حقیقی و علائق دنیوی است که باعث می شود انسان از یاد خدا غافل شود و معنویت و سرمایه های حقیقی سعادت خود را فراموش نماید و در نتیجه آن به انواع امراض اخلاقی و روانی مانند عجب, تکبر، خودخواهی و مانند آن مبتلا گردد.
این کلمه به طور وسیعى در كلمات عرب مخصوصا در آیات قرآن مجید و روایات اسلامى به كار رفته  است .
«راغب‏» در كتاب «مفردات‏» کلمه «غرور» (به فتح غین كه معنى وصفى دارد) را به معنى هر چیزى كه انسان را مى‏فریبد و در غفلت فرومى‏برد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر مى‏كند
.
در «صحاح اللغة‏»«غرور» به معنى امورى كه انسان را غافل مى‏سازد و مى‏فریبد (خواه مال و ثروت باشد یا جاه و مقام یا علم و دانش و غیر آن) تفسیر شده است.
بعضى از ارباب لغت - به گفته «طریحى‏» در «مجمع البحرین‏» گفته‏اند: «غرور فریفتگی به چیزى است كه ظاهری جالب، و دوست داشتنى دارد، ولى باطنش ناخوشایند و مجهول و تاریك است‏».
در كتاب «التحقیق فى كلمات قرآن الكریم‏» بعد از نقل كلمات ارباب لغت چنین آمده است: «ریشه اصلى این واژه به معنى حصول غفلت ‏به سبب تاثیر چیز دیگرى در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فریب و نیرنگ و نقصان و شكست و... مى‏باشد».
در «المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء» كه از بهترین كتب اخلاق محسوب مى‏شود و تكمیل و تهذیبى است‏براى «احیاء العلوم‏» «غزالى‏» چنین مى‏خوانیم:
 «غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزى كه موافق هواى نفس و تمایل طبع انسانى است و ناشى از اشتباه انسان یا فریب شیطان است و هر كس گمان كند آدم خوبى است(و نقطه ضعفى ندارد) خواه از نظر مادى یا معنوى باشد و این اعتقاد از پندار باطلى سرچشمه بگیرد آدم مغرورى است و غالب مردم خود را آدم خوبى مى‏دانند در حالى كه در اشتباهند بنابراین اكثر مردم مغرورند، هر چند شكل غرور آنها و درجه آن متفاوت است‏».

«الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ‏» (7)«خدایی که تو را آفرید آن‌گاه استوارت ساخت سپس (آفرینش تو را) معتدل گرداند».
  ای‌ انسان‌  ناسپاس‌، چه‌ چیز تو را در باره‌ پروردگار بخشنده‌ات ‌مغرور ساخت‌؟ ذات پرورد گاربا عظمت کسی است که تو را از نطفه خلق کرد ، وبه تو هیکل زیبا اعطا کرد ، ونعمت حواس پنجگانه بخشید ، که از برکت آن ‌ می‌شنوی‌، می‌بینی‌ و درك‌ می‌كنی. در این آیه مبارکه ، خلقت وآفرینش انسان ،ساختاردرست ، برابر واستوارآن ، تعاد وتوازنی  که در ساختار انسان بکار رفته، یاد اوری نموده است.
«فِی أَی صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ » (8) (‏«و آن‌گاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد».پروردگار با عظمت  تو را در صورت‌ و ساختاری‌ تركیب‌ كرد كه‌ از آراسته‌ترین‌ و معتدل‌ترین‌ تركیبهاست‌.
قرآن عظیم الشان در مورد زیبایی تركیب انسان و صورت آن   می فرماید:
ـ « لقد خلقنا الانسان فی أحسن التقویم » ( سوره تین آیه 4 ) (ما انسان را به نیكوترین صورت وسیرت آفریدیم

- همچنان ( در آیه غافر آیه 64 ) می فرماید : « و صوركم فأحسن صوركم » ( و شما را صورت بخشید و صورتهایتان را نیكو ساخت)
- در آیه 3 سوره تغابن می افزاید : «
و صوركم فأحسن صوركم و الیه المصیر»
ـ « فتبارك الله أحسن الخالقین» ( سوره مؤمنون آیه 14 )  (پاك و بزرگوار خدایی كه نیكوترین آفرینندگان است)
حسن صورت عبارت است از تناسب تجهیزات آن نسبت به یكدیگر و تناسب مجموع آنها با آن غرضی كه به خاطر آن غرض ایجاد شده، این است معنای حسن نه زیبایی منظر، چون حسن یك معنای عامی است كه در تمامی موجودات جاری است .
ابن عباس می‌گوید: انسان در زیباترین صورت یعنی مستوی القامه و مستقیم آفریده شده است . نه مثل سایر حیوانات سرافكنده و افتاده بر صورت(تفسیر المیزان )
« أحسن التقویم »  یعنی انسانها با كمال در نفوس و اعتدال در جوارح و اعضایشان آفریده شده‌اند و با سخن گفتن و تشخیص دادن و تدبیر امور كردن از دیگر موجودات جدا شده‌اند(سوره  حجر/85 )
«كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّینِ ‏» (9 )هرگز چنین نیست (که شما گمان می‌کنید) بلکه شما روز جزا را تکذیب می‌کنید ».
بعد از اینکه پروردگار  از بیان‌ نشانه‌های‌ قیامت‌ و بعد از برشمردن‌ نعمتهای‌ خود بر انسان‌ و انكار و ناسپاسی‌ آنها از سوی‌ وی‌، علت‌ این‌ انكار را كه‌ تكذیب ‌روز قیامت است  ذكر می‌كند میگوید :
كلا: كلمه‌ای‌ است ‌برای‌ تنبیه‌ و هشدار دادن‌ به‌ آن‌ انسان‌ ها است وگوشزد می کند  و او نباید به‌ كرم‌ خداوند جلّ جلاله
 مغرور شده‌ و نعمت‌ و فضلش‌ را وسیله‌ای ‌به‌سوی‌ كفر بگرداند.
« وَإِنَّ عَلَیكُمْ لَحَافِظِینَ ‏» (10 )( در حالیکه بی‌گمان نگهبانانی بر شما گمارده شده‌اند». یعنی تردید وتکذیب تو سودی نمی بخشد ، نه قیامت را به تاخیر می اندازد ونه از محاسبه محتوم وقطعی ات مانع می شود ، متوجه باش که نگهبانانی  بر تو گماشته شده اند که همواره تورا با دقت تام تحت ونظارت ومراقبت قرار می مید هد .
« كِرَاماً كَاتِبِینَ » (11 )« نویسندگانی بزرگواری ».نه تنها اعمال انسان را یادداشت میکند ، بلکه انگیزه حرکات  ها و نیت هدف ومقصد شما را گزاش میدهد . 
« یعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ‏»(12 )(  که هر چه می کنید  می دانند ).در اینجا پروردگار به آنعده  اشخاصِ ، که روز  جزا روز قیامت وزنده شدن بعد را از مرگ ، را دروغ‌ می‌شمارید واز آن انکار می کنید می فرماید : نباید فراموش کرد که :‌ فرشتگان‌ از جانب خداوند جلّ جلاله  بر شما گماشته‌ شده‌اند و طوریکه در فوق تذکر دادیم ، اعمال‌ شما را می‌نویسند تا روز قیامت‌ در برابر آنها مورد محاسبه‌ قرار گیرید و آن‌ فرشتگان‌ هر چه‌ را كه‌ انجام می دهید ،می‌دانند و می‌نویسند ، متوجه باشید که هیچ حرکت وهیچ نیت وقصد شما برای آنها  پنهان‌ نمی‌ماند.
در حدیث‌ ‌ به‌ روایت‌ ابن‌عباس‌ رضی‌الله عنهما آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ الله صلّی الله علیه و  و سلّم فرمودند: «إن‌ الله‌ ینهاكم‌ عن‌ التعری‌، فاستحیوا من‌ ملائكة‌ الله‌ الذین‌ معكم‌، الكرام ‌الكاتبین‌، الذین‌ لا یفارقونكم‌ إلا عند ثلاث‌ حالات: الغائط، والجنابة‌، والغسل‌، فإذا اغتسل‌ أحدكم‌ بالعراء فلیستـتر بثوبه‌ أو بجرم‌ حائط، أو ببعیرة» ( خداوند جلّ جلاله
 شما را از برهنه ‌شدن‌ نهی‌ می‌كند پس‌ از فرشتگان‌ خداوند جلّ جلاله  كه‌ همراه‌ شما هستند حیا كنید؛ از آن‌ نویسندگان‌ گرامی‌قدری‌ كه‌ از شما جدا نمی‌شوند مگر در سه‌ حالت: رفتن ‌شما به‌ قضای‌ حاجت‌، حالت‌ جنابت‌ و حالت‌ غسل‌ و چون‌ یكی‌ از شما در فضایی ‌باز غسل‌ می‌كند، باید خود را با جامه‌ خویش‌، یا به‌ پناه‌ دیواری‌، یا به‌ شتری‌ استتار كند».
آیا پیامبران هم دارای کرام الکاتبین هستند؟
مطابق نصوص شرعی گفته می توانیم که ،تمام انسانها  دارای دو ملائکی هستند که احوال وجریانات روزمره وی را ثبت می کنند،   این ملائکه یکی در سمت راست و دیگری هم در سمت چپ،انسان قرار دارند . ملائک سمت راست مشغول نوشتن حسنات شخص بوده ، ودر ضمن امیر ملائک سمت چپ را نیز بر عهده دارد ،وظیفه ملائکه سمت چپ  ، نوشتن وثبت  سیئات  شخص می باشد.
هرگاه شخص دچار گناهی شد ملائک سمت چپ می خواهد که آنرا ثبت نماید ولی ملائک سمت راست به وی میگوید صبر کن و به وی مهلت بده شاید توبه کند.
و هرگاه حسنه ای انجام داد ملائک سمت راست بدون وقفه فورا آنرا ثبت می کند.الله تعالی می فرماید: « عن الیمین وعن الشمال قعید ما یلفظ من قول إلا لدیه رقیب عتید » (سوره  ق : 17
18) یعنی: آنگاه که دو (فرشته)  دریافت‏کننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏اند ( انسان )هیچ سخنی را به لفظ درنمی‏آورد مگر اینکه مراقبی آماده نزد او ( آن را ضبط می‏کند).
اما در خصوص اینکه ، آیا پیامبران هم دارای کرام الکاتبین هستند؟ مراجعه میکنیم به حدیث که از « عن عبد الله هو ابن مسعود قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : ما منکم من أحد إلا وقد وکل به قرینه من الجن ، وقرینه من الملائکة . قالوا : وإیاک یا رسول الله قال : وإیای ، ولکن الله أعاننی علیه فلا یأمرنی إلا بخیر » .( امام أحمد)
یعنی: از عبدالله ابن مسعود رضی الله عنه روایت شده که گفت:رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:هیچ یک از شما نیست مگر اینکه قرینه ای از جن و قرینه ای از ملائک موکل(اعمال وی است) گفتند :حتی شما ای رسول الله ؟فرمود حتی من،ولی خداوند مرا بر آن پیروز گردانیده و جز خیر مرا به چیزی امر نمی کند.
بنابراین گفته میتوانیم که  تمامی انسانها از جمله پیامبران نیز دارای ملائک کاتب بر اعمالشان هستند.
فرشتگان نیت و قصد انسانها را هم می نویسند:
 در حدیثی آمده است که فرشتگان  حتی نیت و قصد ، وآنچه در قلب بنى آدم است، و آنـرا در قلب می گوید، و آنچه نیت می كند كه آنرا انجام دهد، آنر نیز می نویسد .
به همین خاطراست که اگر انسان نیت نیك نماید ثوابش به اومی رسد، و بر نیت بد نیز مجازات می شود، زیرا نیت عمل قلبى است .
فرشتـگان مأمورند ،از وقتى كه یک انسان به سن بلوغ  می رسد و تا لحظیکه از دنیا رحلت می نماید ،آنچه در دنیا از نیت و كردار و گفتار انجام داده همه آنر می نویسد.
منـزلت و مكانت نماز صبح و نماز عصر در بین نمازهاى دیگر:
رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند: « یتعاقبون علیكم ملائكة باللیل وملائكة بالنهار یجتمعون فى صلاة العصر وفى صلاة الفجر ..» . ( متفق علیه)  . فرشتگانى پى در پى بر شما وارد می شوند، گروهى شب می ایند  و گروهى روز می ایند ، و اینها صبح و عصر با هم یك جا جمع می  شوند . باریتعالى می فرماید: « وقرآن الفجر » . یعنى نماز صبح . ومی فرماید: «إنَّ قرآن الفجر كان مشهوداً» . ( سوره الإسراء 78) . ( حقاً كه نماز صبح مورد مشاهدهء فرشتگان شب و فرشتگان روز است) .
فرشتگان شب و فرشتگان روز در آن حاضر می شوند، و به قرآنى كه در نماز تلاوت می شودگوش میدهند، و در نماز عصر حاضر با هم جمع می شوند، خداوند در حالیكه حال انسانها را از فرشتگان بهتر می داند از آنها سؤال می کند: چگونه و در چه حالى بندگانم را ترك كردید؟ آنها می گویند: آنها را ترك كردیم در حالیكه نماز می خواندند، و به آنان وارد شدیم در حالى كه نماز می خواندند . یعنى فرشتگان نازل شدند و ما در نماز عصر بودیم و با ما در نماز حاضر بودند، و بالا رفتند در حالیكه ما در نماز صبح بودیم، و به این خاطر نماز عصر، نماز وسطى یعنى میانه نامیده شده است كه خداوند بر آن تشویق كرده می فرماید: «حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى» . ( سوره البقره 238) .
( محافظت كنید بر نمازهاى فرض شبانه روزى، و بخصوص نماز میانه كه نماز عصر است). یعنى نماز عصر زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز در آن حاضر میشوند .
« إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ‏ » (13)( بی گمان که نیکو کاران در نعمت های برین باشند).
نیکو کاران ، و مؤمنان‌ راستینی‌ كه‌ كار نیك‌ انجام‌ می‌دهند و در تمام‌ كارهای‌ خویش‌ تقوی‌ را مد نظر داشته‌ و از خدای‌ عزوجل‌ پروا می‌كنند؛ «در نعمت‌اند» یعنی: در نازونعمت‌ بهشتی‌ قرار دارند .وبد کاران حتمآ در انبار آتشین بسر خواهد برد ، در این هیج جای شک نیست که روز محاسبه  آمدنی است وهر یک پاداش اعمالش را می یابد وبه جایگاه مناسب خود می رود.
«وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ » (14(و یقیناً بدکاران در (آتش) جهنم اند).
فجار: جمع‌ فاجر است‌. یعنی‌ كفاری‌ كه‌ شریعت‌ الهی‌ را ترك‌ كرده‌اند «در دوزخند»  بنابراین‌، مراد از «فجار» كفارند و این‌ خطاب‌، مرتكبان‌ گناه‌ كبیره‌ را شامل‌ نمی‌شود.
« یصْلَوْنَهَا یوْمَ الدِّینِ » (15 )(‏ در روز جزا به آن درمی‌آیند).
پروردگار برای مکافات ومجازات کامل اعمال موعدی را مقدر کرده که آنرا یوم الدین نام گداشته ، فجار وبد کاران در یوم الدین  پس از محاسبه ومحاکمه   وارد جهنم می شوند . و دركام‌ شعله‌های‌ سركش‌ آن‌، سختی‌ها می‌چشند وعذابها می‌بینند.
« یوم الدین :  به معنای جزا و حساب و طاعت است. شریعت و قانون را از آن جهت «دین» گفته اند که در آن طاعت و پاداش و جزاست.
آیات 4 سورة فاتحةالکتاب و 35 حجر و 82 شعراء و 20 صافات و 78 ص و 12ذاریات و 56 واقعه و 26 معارج و 46 مدثر و 11 مطففین و 7 تین و 1 ماعون از روزقیامت به نام «یَومُ الدّین» و از قیامت به «دین» یاد کرده اند.مگر نه این است که روشنترین برنامه و اصلیترین هدف برپاییِ قیامت برنامة دین، یعنی جزا و پاداش وحساب الهی اعمال آدمی، است. آری، یوم الدین روزی است که پرده از روی اعمال وحقایق برداشته می شود و بعد از محاسبة دقیق اعمال به هر کس جزایی موافق عملش داده می شود. این حقیقت «یَومُ الدّین» است
امام‌ رازی‌ نقل‌ كرده‌است‌ كه: «سلیمان‌بن‌عبدالملك‌ خلیفه‌ اموی ‌عازم‌ مكه‌ بود و در راه‌ مكه‌ از مدینه‌ می‌گذشت‌ پس‌ در دیداری‌ كه‌ با ابوحازم‌ داشت‌، به‌ وی‌ گفت: فردای‌ قیامت‌ قرار گرفتن‌ در پیشگاه‌ خداوند جلّ جلاله  چگونه ‌است‌؟ ابوحازم‌ گفت: اما نیكوكار؛ او همانند شخص‌ سفركرده‌ای‌ است‌ كه‌ از سفر نزد خانواده‌اش‌ برمی‌گردد و اما بدكار پس‌ او همچون‌ برده‌ گریزپایی‌ است‌ كه‌ نزد مولای‌ خویش‌ آورده‌ می‌شود. راوی‌ می‌گوید: سلیمان‌ گریست‌ و سپس‌ گفت: ای ‌كاش‌ می‌دانستم‌ كه‌ خدای‌ سبحان‌ با ما چه‌ می‌كند؟! ابوحازم‌ گفت: این‌ كار ساده‌ای‌ است‌؛ عملت‌ را بر كتاب‌ خداوند جلّ جلاله  عرضه‌ بدار، آن‌ وقت‌ می‌دانی‌ كه‌ او با تو چه‌ خواهدكرد. سلیمان‌ گفت: این‌ توصیه‌ تو در كجای‌ كتاب‌ خدا جلّ جلاله  آمده ‌است‌؟ ابوحازم‌ گفت: إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ ‏ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ ‏. سلیمان ‌گفت: در این‌ صورت‌، رحمت‌ خداوند جلّ جلاله  در كجاست‌؟ ابوحازم‌ پاسخ‌ داد: إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ ‏: بی‌گمان‌ رحمت‌ خداوند جلّ جلاله  به‌ نیكوكاران‌ نزدیك ‌است‌» «اعراف‌/56».
«وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ ‏ » (16 )  (وهر گز غائب شوندهء از آن نباشند )
نه چنان بسوزند که به خاکستر تبدیل شوند واز درد سوختن برهند .
یعنی: دوزخیان‌ فاجر كافر، هرگز برای‌ ساعتی‌ هم‌ از دوزخ‌ جدا نشده‌ و از آن‌ دور نمی‌شوند و عذاب‌ آن‌ بر آنان‌ سبك‌ نمی‌شود بلكه ‌برای‌ ابد در آن‌ به‌سر می‌برند.
دوزخ به لحاظ شدت گرمی و نوع عذابی که خداوند برای اهل آن در نظر گرفته است، متفاوت است و عذاب و شدت حرارت آن یک نواخت نمی‌باشد. خداوند می‌فرماید: « إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا» ( سوره النساء: 145)
 (بیگمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائین‌ترین مکان آن هستند و هرگز یاوری برای آنان نخواهی یافت (تا به فریادشان رسد و آنان را برهاند). ‏
واژه «الدرک» در لغت عرب به هر چیز رده پائین و «الدرج» به هر چیز رده بالا گفته می‌شود. بنابر این برای بهشت درجه و درجات و برای دوزخ درک و درکات بکار می‌رود.
دوزخ به هر میزان که پائین‌تر باشد، حرارت و شعله‌هایش نیز به همان اندازه  شدیدتر می‌شود. منافقان بهره بیشتری از آتش دوزخ دارند، ‌بهمین خاطر در درک اسفل دوزخ خواهند بود.
گاهی به مراتب دوزخ «درجات» نیز اطلاق می‌گردد.
خداوند در سوره انعام بعد از ذکر اهل بهشت و دوزخ می‌فرماید: « وَلِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ» ( سوره الأنعام: 132) (و هر یک (از نیکوکاران و بدکاران) دارای درجاتی (و درکاتی از پاداش و عزّت و پادافره و ذلّت در جهان دیگر) بر طبق اعمال خود هستند).
« أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ کَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ * هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ»( سوره  آل عمران: 162
163)(آیا کسی که (با طاعت و عبادت) در پی خوشنودی خدا است، مانند کسی است که (با معصیت و نافرمانی) خشم خدا را نصیب خود می‌کند، و جایگاه او دوزخ خواهد بود؟! و دوزخ بدترین بازگشتگاه است. (هر یک از) آنان (چه دینداران و چه بی‌دینان) برای خود جاه و مقام، و جا و مکانی در پیشگاه خدا دارند (و برابر و یکسان نیستند) و خداوند می‌بیند آنچه را که انجام می‌دهند (لذا درجات و درکات هر یک را برابر کردار و رفتارشان تعیین می‌نماید و به هرکس آن دهد که سزد).
عبدالرحمن بن زید بن مسلم می‌گوید: درجات جنت به سوی بلندی و درجات دوزخ به سوی بلندی و پستی می‌روند. ( تخویف من النار لا بن رجب : صفحه  50).
از برخی سلف نقل شده است که: موحدین گناهکار که وارد دوزخ می‌شوند در درک اعلی، یهود در درک دوم، نصاری در درک سوم، صابئین (بی دینان) در درک چهارم، مجوس در درک پنجم، مشرکین اعراب در درک ششم و منافقان در درک هفتم خواهند بود.
 و در برخی کتاب‌ها نام آن درکات نیز وارد شده است:
 درک اول: جهنم، درک دوم: لظّی، درک سوم: حطمه، درک چهارم: سعیر، درک پنجم: سقر، درک ششم: جحیم و درک هفتم هاویه نام دارند.
ولی تقسیم مردم در دوزخ بر اساس تقسیم مذکور صحیح نیست. همانگونه که نامگذاری مراتب دوزخ به گونه‌ای که بیان گردید صحت ندارد. قول راجح و صحیح آن است که هم این اسماء مذکور مانند: جهنم، لظی، حطمه... نامی برای دوزخ هستند نه‌ اینکه هر کدام نام بخشی از دوزخ باشد. البته این مطلب که مردم به لحاظ کفر و گناهان خود، مراتب متفاوتی خواهند داشت، صحت دارد.

«وَمَا أَدْرَاكَ مَا یوْمُ الدِّینِ ِ» (17 )(‏ و تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟».
  مهمترین شاخصۀ یوم الدین در این آیات اقتدار الهی است از اقتدار الهی و از ظهور و بروز سلطنت الهی به عنوان مهمترین شاخصۀ یوم الدین ذکر شده .ومی فرماید :
«‏ ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا یوْمُ الدِّین »(18 )  ( باز تو چه می‌دانی که روز جزا چیست؟».
«یوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیئاً وَالْأَمْرُ یوْمَئِذٍ لِلَّهِ » (19 )(‏روزی که هیچ کسی برای دیگران نمی‌تواند کاری بکند و در آن ورز فرمان، فرمان الله است».
روز كیفر و پاداش، روزى است كه هیچ كسى اختیار هیچ چیزى را براى دیگرى ندارد
.
روز رستاخیز روزى است كه كسى توان دفاع ازکسی  دیگرى را ندارد و تنها در فکر   نجات خویش است و بسان دنیا نیست كه زورمندان وظالمان قادر به تحقق اهداف شوم خویش باشند ، وهر چه که بخواهند آنرا انجام وعملی نمایند .
«وَ الْأَمْرُ یوْمَئِذٍ لِلَّهِ‏»(و كارها آن روز، همه و همه تنها از آنِ خداست. ) بلی ، آن روز قضاوت در میان بندگان و پایان دادن به كشمكش‏ها، گرفتن  حق مظلوم از ظالم، ارزانى داشتن پاداش به نیكان و عدالت‏خواهان و عفو و بخشایش گناهكاران، تنها از سوى خداست و بس.هیچ‌ كس‌ ( هر كه‌ باشد )اختیار رساندن‌ چیزی‌ از منفعت‌ را در روز قیامت‌ برای‌ كس‌ دیگری‌ ندارد و در آنجا جز خداوند جلّ جلاله  پروردگار عالمیان‌، هیچ‌ كس‌ نیست‌ كه‌ حكمی‌ صادر كند یا كاری‌ را انجام‌ دهد.
یعنی اقتدار بی حد و مرز الهی و ظهور و بروز قدرت کامله الهی در روز قیامت عیان می شود .
توضیح مختصر درباره رو ز قیامت:
قرآن عظیم الشان در تعریف  وتوضیح  وضع زمین، آسمان و انسان در روز قیامت واینکه روز رستاخیز درای چه اوصاف است می فرماید : قرآن مجید  روز قیامت را روز فرار مسمی نموده است ، روزیکه  انسان از پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزندان و اقوام خود می گریزد و هر كس به كارخود مشغول است و در واقع روز محشر، روز قطع پیوندها و خویشاوندی است.
قرآن عظیم الشان می  فرماید که در روز حشر تنها ، در زنده شدن دوباره انسانها خلاصه نمی شود، بلكه همراه آن مجموعه ای از حوادثی مهمی رخ می دهد که برخی از این رویداد ها وحوادث عبارتند از:
وضع زمین و دریاها و كوه ها :
بر اساس آیات سوره های مبارکه « تکویر، زلزال، دخان و واقعه، در روز قیامت،» لرزشی سخت زمین را فرا می گیرد. آنچه بر زمین پدیدار گشته، فرو می پاشد. سطح زمین آشكار و نمایان می گردد. زمین شكافته می شود و مردگان از آن بیرون می آیند تا در قیامت محشور گردند. دریاها از هم شكافته، جوشان و برافروخته می شوند. كوه ها از جا كنده می شوند و به صورت غیر متعادل به حركت در می آیند و به مثل  تلی از خاك در می آیند و مانند پشم زده می شوند و نرم و انعطاف پذیر می گردند، و سرانجام مانند ذرات غبار پراكنده می شوند. از سلسله كوه های سر به فلک ، جز سرابی چیزدیگری باقی نمی ماند.
وضع آسمان و ستارگان:
سوره های « تکویر، انفطار، طور و الرحمن » درباره وضع آسمان و ستارگان اشاره دارند که وضع آسمان در روز قیامت دگرگون می شود و ستارگان از جای كنده می شوند، آسمان دچار نوعی تموج و حركت پاره پاره و شكافته می شود و مانند گل سرخ و روغن و فلز مذاب روان نمایان می گردد و سرانجام به شكل دود درآمده، در هم پیچیده می شود. نور، آفتاب  و ماه به خاموشی می گراید. نظم آنها به هم می خورد و به سوی زمین پرتاب می گردند.
نفخ صور:
در آیات و روایات اسلامی آمده است که : یكی از نشانه های قیامت « نفخ صور»  است و آن دو نفخ دمیدن است كه یكی نفخ مرگ است و پیش از قیامت عمومی رخ می دهد، یعنی پیش از برپایی قیامت صدای مهیبی به گوش همه موجودات خواهد رسید كه موجب مرگ همه آنها می شود و به واسطه آن نظام عالم به هم می خورد. دیگری نفخ حیات است كه قیامت برپا می شود و صحنه جهان با نور خدا روشن می گردد و همه انسانها و حتی حیوانات در یك لحظه زنده می شوند. قرآن مجید در سوره زمر آیه 68 درباره نفع صور می
فرماید؛ و در صور دیده می شود، پس همه كسانی كه در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر آنان كه خدا بخواهد. سپس بار دیگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار حساب و جزا می مانند.
اوصاف رستاخیز:
قرآن عظیم الشان ، نام ها و اوصاف مختلفی برای قیامت بر شمرده است كه هر یك به حقیقتی اشاره دارند. برخی از آنها عبارتند از:
- واقع شدنی و تردید ناپذیر است
:
قرآن عظیم الشان در آیه 2 سوره واقعه و آیه 7 سوره حج قیامت را امری می داند كه در وقوعش هیچگونه شك و تردیدی نیست.
- نزدیك بودن
:
قرآن  عظیم الشان در آیه 7 سوره معارج روزقیامت را نزدیك می شمارد. و در برخی از تعابیر از آن با كلمه « فردا» یاد می كند از جمله( آیه 18 سوره مبارکه حشر.)
- حق بودن قیامت
:
قرآن عظیم الشان در آیه 39 سوره نباء قیامت را روز حق می داند، روزی است كه در آن حق مطلق، ظهور می كند و جایی برای باطل نیست و هر كسی به حق خود می رسد.

- خبر بزرگ:
قرآن عظیم الشان در آیه 67 سوره ص، آیه 15 سوره یونس و( آیه 3 سوره هود)از قیامت با عنوان « خبر بزرگ» یاد می كند و نیز با تعبیر« روز عظیم» ، زیرا رویدادها وحوادثی  عظیمی در آن روز رخ می دهند و همچنین با تعبیر « روزكبیر».یاد گردیده است .
- روز فریاد
:
صحنه روزمحشر را « روز فریاد»  و یوم « التناد» گویند. این نام، بدان جهت است كه دوزخیان بهشتیان را صدا می زنند. ( سوره اعراف آیه 50)
- پ
ـیـر كننده:
قیامت روزی است كودكان و نوجوانان در آن پیر می شوند. دلیل آن شاید طولانی بودن و یا سخت بودن حوادث آن روز است. (مراجعه به آیه 17 سوره مزمل)
- آشكار شدن رازها
:
در قیامت،همه رازها و اعمال انسان آشكار می گردند و مومنان و بدكاران با چهره خود بازشناخته می شوند و نامه اعمال انسان گشوده می گردد، نامه ای كه همه اعمال در آن ثبت است و هر كس هر عمل خوب و بدی را كه انجام داده می بیند. ( سوره طارق آیه 9 و سوره تكویر آیه 10)
وجوب ایمان به فرشتگان:
از جمله اصول  پنجگانه  اسلامی یکی هم ایمان بر فرشتگان است فرشتگان آنها هستند كه خداوند نام آنان را برایمان ذكر فرموده است، مانند جبریل و میكائیل و إسرافیل و مالك نگهبان جهنم: « ونادوا یا مالك لیقض علینا ربك»  (سوره الزخرف 77) . (آن دوزخیان مالكْ نگهبان جهنم را ندا كرده ومی گوبند: اى مالكْ از پروردگارت بخواه تا ما را مرگ دهد، بمیریم و راحت شویم) . بر مسلمانان است که بر این فرشتگان ایمان داشته باشند ،چه آنانیكه نام شان ذكر شده و چه آنانیكه نام شان ذكر نشده است، و به اعمال و كردارى كه آنان به فرمان خدا آن اعمال را انجام می دهند .و فرشتگانى هستند در آسمان كه مشغول عبادت و ركوع و سجود پروردگار اند ، و هیچ جائى از آسمان نیست مگر اینكه فرشته اى از فرشتگان در حال ركوع و سجود خداست .
و فرشتگانى هستند كه جز خداوند كس دیگرى از آنها خبر ندارد، و ما بطور إجمالى ایمان می اوریم  به آن فرشتگان كه نام آنها ذكر نشده، و بطور تفصیلى ایمان می اوریم ، به آن فرشتگانى كه نامشان ذكر شده، و آنان را دوست داریم . و آنها بیشترین كسانى هستند كه بنى آدم را به نیكى و خیر نصیحت می كنند، و به نیكى فرمان می دهند ، و براى آنان استغفار می کنند ، چنانكه خداوند عز وجل می فرماید: « الذین یحملون العرش ومن حوله یسبحون بحمد ربهم ویؤمنون به ویستغفرون للذین آمنوا». ( سوره غافر 7).
نشانه و تأثیر ایمان به فرشتگان در زندگى انسان:
ایمان به فرشتگان نقش وتأثیر مهمى در زندگى روز مره انسان دارد، زیرا  اگر انسان حس کند که تحت تعقیب ومراقبت است ، در زندگی خویش احتیاط  میکند، و اگر دانست كه فرشتگانى مأمور بر او هستند و شب و روز از او نگهدارى ومراقبت می كنند، در اینحال احتیاطی بیشتر بخرچ می دهند. طوریکه در امور دنیاوی نیز چنین است.
انسان  زمانیکه احساس تعقیب را می کند، با احتیاط قدم بر میدارد.بنا در امر مراقبت فرشتگان  نیز باید چنین احتیاط را مراعت کنیم .
مراقبین وجواسیس دنیاوی را حداقل انسانها میتوانند ببینند، ویا هم خود را از
دید ونظر  آنها   میتوان پنهان کرد، ولی فرار ویا هم ستر ومخفی کردان از مراقبت فرشتگانی آسمانی  کاری است دشواری . انسان نمیتوان  ازدید ومراقبت آنان فرار کند .
 فرشتگان آسمانی انسان را در همه جا تعقیب می نماید وهمیشه همراه انسان می باشد . خداوند عز وجل به آنان این قدرت را داده تا هر جائیكه خداوند به آنها فرمان دهد خود را برسند، به همین خاطر خداوند می فرماید : «وإنَّ علیكم لحافظین كراماً كاتبین یعلمون ما تفعلون». ( سوره الإنفطار 10 ـ 12) . خداوند اینرا فرموده تا ما مواظب خود باشیم .
و این ثمره ایمـان بـه فرشتگان است كه انسان مواظب گفتار و كردار بد خود بود، تا اینكه  بر او چیزى نوشته نشود، وگرنه روز قیامت مجازات خواهد شد .
عمل فرشتگان به عمل شیطان چه تفاوتی دارد؟
1 ـ فرشتگان تسبیح و تنـزیه و سپاس خداوند را میگویند، و براى كسانیكه در زمین هستند استغفار می کنند ، و آنها بهترین پند دهندگان و ناصحترین مخلوقات خدا به بنى آدم هستند، و شیاطین از خائن ترین مخلوقات خدا به بنى آدم می باشند، زیرا شیاطین عهد و پیمان بسته اند كه تا آنجائیكه بتوانند بنى آدم را گمراه كرده فریب دهند و او را به هلاكت برسانند .
2 ـ فرشتگان به نیكى و خوبى أمر می کن
ند.
و شیاطین به فساد و بدى أمر می کنند ،  چنانكه خداوند می فرمایند : «ومن یعْشُ عن ذكر الرحمن نقیض له شیطاناً فهو له قرین» .(سوره الزخرف 36).(و هر كسیكه خود را به كورى، و از قرآن كه یاد خداى مهربان و رحمت خدا براى جهانیان است روى بگرداند، براى او شیطانى برانگیزیم تا همیشه با او همراه و همنشین باشد).
 پس كسانیكه از قرآن إعراض كرده و به آن پشت كنند خداوند سبحانه و تعالى آنان را عذاب میدهد به اینكه شیطانى بر او مسلط و چیره كرده تا همیشه همراه او باشد .
و همچنین می فرماید : «وإنَّهم لیصدونهم عن السبیل ویحسبون أنَّهم مهتدون حتى إذا جاءنا قال یالیت بینى وبینك بعـد المشرقین فبئس القرین» .( سوره الزخرف 37 ـ 38) . (و بتحقیق آن شیطانها همیشه آن مردم را از خدا غافل كرده به گمراهى می كشانند، و ایشان گمان می کنند كه براه راسـت رسیده اند، تا وقتیكه از دنیا بسوى ما باز آید آنگاه با نهایت حسرت گوید: اى كاش میان من و تو فاصلهء میان مشرق و مغرب بود كه او بسیار همنشین و یار بدى براى من بود  . و چیزى انسان را از شیطان دورنمی کند ، بجز ذكر و یاد خدایتعالى .
3 ـ اینكه ذكر خداوند شیطان را از او می راند ، و فرشتگان نزد او حاضر می شوند .
و به همین خاطر شیطان را: الوسواس الخناس نامیده اند .
و هرگاه انسان ذكر خداوند را ترك كرد شیطان بسوى او می آید و هرگاه ذكر خدا كند فرشتگان دور او جمع میشوند، چنانكه در حدیث آمده:  « ما اجتمع قوم فى بیت من بیوت الله یتلون كتاب الله ویتدارسونه بینهم إلاَّ نزلت علیهم السكینة وغشیتهم الرحمة وحفتهم الملائكة وذكرهم الله فیمن عنده» . ( مسلم)  . هرگاه گروهى از مردم در خانه اى از خانه هاى خدا (یعنى در یكى از مساجد) كرد آیند تا كتاب خدا قرآن را بخوانند و درسهاى آنرا بهم بفهمانند آرامش بر دلهاى ایشان فرود آید، و مهر و رحمت خدا ایشان را فرا گیرد، و فرشتگان ایشانرا در بر گیرند، و خداوند ایشان را میان كسانیكه نزد اوست یاد كند .
شوخی با ملائکه:
طوریکه گفته آمدیم: ایمان به ملائکه و تکریم و تقدیر آنها جزو ارکان ایمان است،بنا شوخی وتمسخر در باره ملائکه در فهم شرعی جواز نداشته وهر کسیکه به چنین عمل دست زند  عمل کفری اجرا میکند. وکافر میگردند.
تعداد کثیری از علماء ومفسرین با استناد از آیات قرآنی واحادیث نبوی  شوخی و استهزاء  به ملائکه یا یکی از آنان  را کفر محسوب میدارند . ومعتقد اند کسانیکه دست به چنین عملی می زنند  ، میگویند این عمل  موجب خروج شخص از اسلام وموجب ارتداد یک انسان میگردد : این عده ازعلماء به آیات ( 65  و66  سوره توبه ) استدلال نموده میفرمایند :« وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآَیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ * لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْکُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ کَانُوا مُجْرِمِینَ» (یعنی : « و اگر از آنها بپرسی (چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!)، می‏گویند : «ما بازی و شوخی می‏کردیم!» بگو :« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‏کردید؟!» (بگو: ) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند».
عالم جلیل القدر اسلام امام ابن حزم می فرماید :
«از طریق نص شرعی  ثابت است که هرکس خداوند متعال یا یکی از ملائکه یا یکی از انبیاء علیهم السلام یا آیه ای از قرآن و یا فریضه ای از فرائض دینی را به استهزاء و مسخرگی بگیرد، چنانکه حجت بر او تمام شده باشد او دیگر کافر است، چرا که اینها همه آیات الهی هستند» « الفصل فی الملل والأهواء والنحل» (3/142) .
و باز فرمودند : «هرکسی خدا را دشنام دهد یا مورد استهزاء وتمسخر قرار دهد، و یا ملائکه ای را دشنام دهد یا مورد استهزاء وتمسخرقرار دهد، یا پیامبری را دشنام دهد یا مورد استهزاء قرار دهد، یا آیه ای از آیات خداوند را دشنام دهد یا مورد استهزاء قرار دهد، او با این عملش کافر و مرتد گشته و حکم مرتد دارد، و شرائع الهی و قرآن همه از آیات الهی هستند» « المحلی» (11/413) .

و ابن نجیم حنفی می گوید : «با ایراد گرفتن از یکی از ملائکه یا سبک شمردن آن کافر می گردد» « البحر الرائق» (5/131) .
حتی بعضی از علماء متذکر شدند که انسان با هرگونه سخنی که احساس استهزاء و سخرگی از آن رود کافر می شود، چنانچه ابن نجیم گفته : «اگر کسی به دیگری بگوید : دید من به تو مثل دید ملک الموت است، بعضی (از اهل علم) بر خلاف اکثریت گفتند : کافر می شود».
جاهائیكه فرشتگان به آنجا می روند:
فرشتگانى هستند كه جهانگردند و در جستجوى حقله هاى ذكـر و درس هستند، و اگر حلقه اى از علم و دانش را دیدند به همدیگر می گویند: بیائید كه نیاز خود را پیدا كردیم .
و حلقه هاى ذكر بسیار است و از آنجمله عبارتند از:
1 ـ تلاوت قرآن، پس هركس قرآن را تلاوت كند ذكر خدا را بجا آورده است .
2 ـ و كسیكه نماز می خواند  ذكر خدا را بجا آورده است .
3 ـ و كسیكه تسبیح و تهلیل و تكبیر و استغفار و سپاس خدا كند ذكر خدا را بجا آورده است .
در اینجا فرشتگان اطراف و پیرامون آنها جمع می شوند و شیاطین از آنها دور مى شوند

4 ـ كسیكه كتابهاى علمى را مطالعه مىكند و براى علم و دانش حلقه می زند تا علم و دانش بیاموزد ذكر خدا بجا آورده و فرشتگان پیرامون و اطراف وى جمع مى شوند .
جاهائیكه شیاطین به آنجا می روند:
1 ـ كسانیكه وقت خود را بیهوده صرف می کننند  مانند: مجالس موسیقى و ترانه و تئاتر (صحنهء نمایش)، شیاطین پیرامون آنها جمع می شودو فرشتگان از آنها فاصله می گیرند.
2 ـ كسیكه عكس جاندار در خانه آویزان كند فرشتگان به خانه اش داخل نمی شوند چنانكه در حدیث آمده: « إنَّ الملائكة لا تدخل بیتاً فیه كلب ولا صورة» . (متفق علیه) .
فرشتگان به خانه اى كه در آن سگ و عكس باشد داخل نمی شوند ،پس فرشتگان رحمت به خانه هائیكه در آن عكس وجود دارد داخل نمی شوند .
سابقه دشمنى شیطان با بشر:
مطابق حکم قرآنی دشمنی شیطان با  انسان  سابقه طولانی داشته ، طوریکه قرآن عظیم الشان در مورد میفرماید : «إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا یدْعُواْ حِزْبَهُ لِیكُونُواْ مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ (سوره فاطر آیه 6)  پروردگار با عظمت به انسان میفرماید : شما نیز او را دشمن بگیرید؛ جز این نیست كه او دار و دسته‏ى خود را فرامى‏خواند تا از اصحاب دوزخ باشند.
گفتیم سابقه‏   دشمنى شیطان با انسان طولانی بود. همین شیطان بود که با وساس مدبرانه خویش ادام وحوا  را فریب داد وآنان را از جنت بیرون کشید . «كما اخرجك ابویك» (سوره  اعراف، 27. )
باید برای تما م انسانها اعلان کرد ، که شیطان چنان دشمن خطرناک ومحیلی است که به چشم دیده نمى‏شود مگر او شما را می بیند . «انّه یریكم هو و قبیله من حیث لا ترونهم» (سوره اعراف، 27.)
در روایات اسلامی با تمام صراحت گفته شده است که شیطان  دشمن قسم خورده است. ««فبعزّتك...»( ص، 82.)از هر سو حمله مى‏كند. «من بین ایدیهم و من خلفهم...» (سوره  اعراف، 17.) وسیله‏ى او براى انحراف مردم، وعده‏ى فقر و امر به فحشا است. «الشیطان یعدكم الفقر و یأمركم بالفحشاء»( سوره بقره، 268) او جز با دوزخى كردن مردم راضى نمى‏شود. «یدعوا حزبه لیكونوا من اصحاب السعیر»

صدق الله العظیم و صدق  رسوله نبی الکریم.

 فهرست :
معلومات مؤجز 

اسباب نزول 
 وجه‌ تسميه 

 فضيلت‌ سوره الانفطار 
 ترجمه مختصر 
آشنايي با سورة   
 تفسیر سوره 
فرشتگان نيت و قصد انسانها را هم می نویسند 
 
توضیح مختصر درباره  رو ز قیامت
 وضع زمين و درياها و كوه ها
 وضع آسمان و ستارگان
 نفخ صور
 اوصاف رستاخيز
 
وجوب ايمان به فرشتگان 
 نشانه و تأثير ايمان به فرشتگان در زندگى انسان
عمل فرشتگان به عمل شیطان چه تفاوتی دارد !
شوخی با ملائکه
جاهائيكه فرشتگان به آنجا می روند 
جاهائيكه شياطين به آنجا می روند 
سابقه دشمنى شيطان با بشر

 

منابع و مأخذ های عمده:
- تفسیر وبیان کلمات قرآن کریم (تالیف شیخ حسنین محمد مخلوف واسباب نزول علامه جلال الدین سیوطی ترجمه از عبد الکریم ارشد فاریابی
- تفسیر انوار القرآن - نوشته: عبدالرؤ ف مخلص
هروی
 -
فیض  الباری شرح صیح البخاری  داکتر عبد الرحیم فیروز هروی
- تفسیر طبری - امام المفسرین 
- تفسیر المیزان
- تفسیر پرتوی از قران
-  تفسیر القرآن الکریم - ابن کثیر (متوفی سال 774 هـ)

- امام سیوطی کتاب   »اسباب النزول  »
- مفردات الفاظ القرآن،از راغب اصفانی
- جلوه های از اسرار قرآن مهندس حکمتیار
- تفسیر معارف القران  مولف حضرت علامه مفتی محمد شفیع عثمانی  دیوبندی مترجم مولانا محمد یوسف حسین پور 
- تفسیر فی ظلال القرآن/ سید قطب (متوفی سال 1387 هـ)
- تفسير نور تألیف دکتر مصطفی خرّم دل
- تفسیر کابلی (تالیف :شیخ محمود الحسن دیوبندی  مترجم : هیاتی از علمای افغانستان )
- صحیح مسلم
- صحیح البخاری

 

 برای مشاهده دیگر تفاسیر بر روی سوره های زیر کلیک کنید.

 

تفسیر احمد سوره نبأ

تفسیر احمد سوره نازعات

تفسیر احمد سوره  عبس

تفسیر احمد سوره تکویر

تفسیر احمد سوره انفطار

تفسیر احمد سوره مطففین

تفسیر احمد سوره انشقاق

تفسیر احمد سوره بروج

تفسیر احمد سوره طارق

تفسیر احمد سوره اعلی

تفسیر احمد سوره غاشیه  

تفسیر احمد سوره فجر

تفسیر احمد سوره بلد

تفسیر احمد سوره شمس

تفسیر احمد سوره لیل

تفسیر احمد سوره ضحی

تفسیر احمد سوره شرح

تفسیر احمد سوره تین

تفسیر احمد سوره علق

تفسیر احمد سوره قدر

تفسیر احمد سوره بینه

تفسیر احمد سوره زلزله

تفسیر احمد سوره عادیات

تفسیر احمد سوره قارعه

تفسیر احمد سوره تکاثر

تفسیر احمد سوره عصر

تفسیر احمد سوره همزه

تفسیر احمد سوره فیل

تفسیر احمد سوره قریش

تفسیر احمد سوره ماعون

تفسیر احمد سوره کوثر

تفسیر احمد سوره کافرون

تفسیر احمد سوره نصر

تفسیر احمد سوره مسد

تفسیر احمد سوره اخلاص

تفسیر احمد سوره فلق

تفسیر احمد سوره ناس 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی